رفتار معنایی تکواژهای همنام در زبان فارسی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد زبان‌شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ls.2020.51850.1327
چکیده

مقالۀ حاضر به بررسی چگونگی تعبیر معنایی تکواژهای همنام در زبان فارسی در قالب رویکردی ادراکی ‏پرداخته است. در طول تاریخِ مطالعۀ معنیِ واژه‌­ها همواره دو دیدگاه غالب تکواژبنیاد و واژه‏‌بنیاد مطرح بوده‏‌اند. این پژوهش، ابتدا به طرح برخی معایب هر یک از این دو دیدگاه پرداخته است و سپس، به کمک 30 تکواژ همنام برگرفته از فرهنگ فشردة سخن و از طریق مصاحبه با 50 آزمودنی با تحصیلات کارشناسی ارشد غیرزبان‏‌شناسی، در چارچوب رویکرد ادراکی معرفی‏‌شده از سوی صفوی، به این نتیجه ­رسیده است که سخنگویان، معنی تکواژها را از طریق تعبیر معنی کل واژه در می‏‌یابند. به این ترتیب، برخلاف آنچه در سنت مطالعة معنی، تحت‏‌عنوان «ترکیب‌‏پذیری» معنایی معرفی شده است (تعبیر معنی از جزء به کل)، بر مبنای رویکرد ادراکی، ما بر اساس «تجزیه‏‌پذیری» به تعبیر معنایی تکواژها دست می‌‏یابیم (از کل به جزء) و در این میان، مجموعه‌‏ای از اطلاعات در قالب بافت‏های ادراکی A (بافت زبانی)، B (موقعیت حاکم بر تولید بافت A) و به‌ویژه بافت C (مجموعه اطلاعات پیشین فرد) در تعبیر معنایی دخالت دارند. درواقع، تعبیر معنایی تکواژهای زبان فارسی وابسته به تعبیر معنی کل واژه از طریق اطلاعات بافتی مربوط به واژۀ مذکور است و به روش قیاسی (از کل به جزء) صورت می‏‌گیرد.