مواجهۀ رمزگرایانۀ شیخ اشراق با سنت افلاطونی در تلقی وی از خرد جاویدان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفۀ تطبیقی، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول)، تهران، ایران.

2 استاد، گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.30465/cw.2024.49031.2056
چکیده

رمزگرایی از دیرباز در دین، عرفان و فلسفه به‌کار بسته‌شده است. شیخ اشراق با زبان رمزآگین، درون‌مایه‌های متعالیِ ناگشوده به زبان متعارف و عقل استدلال‌گر را به تصویر می‌کشد. او سنت پیشاارسطویی، به‌خصوص افلاطون را نمایندۀ غربی خمیرۀ ازلی حکمت می‌شمارد. مسئلۀ بنیادی مقاله، واکاوی نقش نگاه رمزاندیشانۀ سهروردی در تعبیر حکمت افلاطونی از قِبَل خمیرۀ ازلی است. با رویکردی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و ضمن ارجاع به آثار دو حکیم، خصوصیات زبان رمزی و پیوندش با حقایق متعالی، خمیرۀ ازلی و آموزه‌هایی نظیر تزکیۀ نفس، القای الهی، کشف و شهود بررسی می‌شود. نتایج نشان می‌دهد: نخست، رمز با حقایق متعالی پیوند دارد. دوم، خمیرۀ ازلی حکمت دو وجه جهان‌شمول (تاریخی) و الهی (فراتاریخی) دارد. سوم، فهم حقایق و بنیاد مشترک الهی، با تجرید نفس و بصیرت امکان‌پذیر است. چهارم، زبان رمزی پای در وادی ذوق و شهود می‌نهد. پنجم، افلاطون، به‌مثابه حکیمی الهی، اهل ذوق، شهود و تجرید است و حکمتش سرشار از حقایق متعالی. ششم، بیان رمزی، شیوۀ افلاطون- و دیگر حکما- است. بدین‌سان، سهروردی با افلاطون مواجهه‌ای رمزگرایانه از قِبَل خمیرۀ ازلی به‌کار می‌بندد. او با این مواجهه، به انتقال معانی اشراقی می‌پردازد و در خوانش خود، حکمت را نه در بطن تاریخ، که در فراسوی تاریخ می‌جوید.