خوانش فلسفی ابن رشد از انسان بهعنوان اشرف مخلوقات
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.30465/cw.2024.47951.2034چکیده
انسانشناسی در اندیشه ابنرشد از جهات مختلف مانند اجتماعی و سیاسی (مدنیبالطبع)، فلسفی با تکیه بر عقل انسان، و از حیث کلامی و از حیث اخلاقی قابل بحث است. بحث انسان بهعنوان «اشرف مخلوقات» هر چند قرائتی دینی از انسان است مسئله: پرسش ایناست مواجهۀ ابنرشد با نگاه فلسفی به «انسان بهعنوان اشرف مخلوقات» چگونه است و چه تبیینی از آن دارد؟روش: این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی و نقد مسئلۀ اشرف مخلوقات و نیز قرائت فلسفی از انسان در قالب اصطلاحهای «انسان اشرف مخلوقات»، «خلیفهالله»، «انسان محیط بر عالم» و «انسان صورت خدا» در ابنرشد میپردازد یافتهها ابنرشد از سه عبارت «اشرف محسوسات» و «اشرف مخلوقات» و «اشرف موجودات» سخن میگوید که از میان آنها «اشرف موجودات» خاص خداست؛ «اشرف مخلوقات» خاص عقول است و «اشرف محسوسات» دربارۀ انسان بکار میرود؛ چون انسان واسط دو عالم محسوس و معقول است.. نتیجه این نوشتار این است که با استفاده از دو دلیل «اختراع» و «عنایت»، تقریر ابنرشد از این مسئله میتوان بر اشرف مخلوقات بودن انسان از حیث الهیاتی، از حیث طبیعی، و دینی توجیه ارائه کرد هم بر اشرف مخلوقات نبودن او آنهم از حیث مقایسه انسان با عقول مجرد دلیل آورد .