نشانگر های ساخت کنایی در گویش تالشی سه سار و وابستگی آن به زمان گذشته و نمود

نویسندگان

1 استاد گروه زبانشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، واحدعلوم وتحقیقات، دانشگاه آزاداسلامی، تهران ،ایران

doi
10.22054/ls.2019.34787.1127
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی حالت کنایی درگویش تالشی می‌پردازد. این گویش در مناطقی از گیلان رایج است و به سه گونه عمده، یعنی مرکزی، شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود. گونه مورد بررسی در این مقاله از نوع جنوبی است که در روستای سه‌سار رایج است. داده‌های این پژوهش به‌صورت میدانی و از طریق مصاحبه با سی گویشور جمع‌آوری شده‌اند. موضوع حالت کنایی به تفاوت و شباهت رفتاری فاعل بند‌های لازم و متعدی و همچنین مفعول بند متعدی می‌پردازد. این گویش دارای حالت کنایی گسسته است. به این معنی که در بندهای زمان حال از الگوی فاعلی ـ مفعولی و در بندهای متعدی زمان گذشته (غیر استمراری) از الگوی کنایی ـ مطلق بهره می‌برد. این پژوهش در پاسخ به این سؤال‌ها انجام شده است: آیا تنها حالت‌نمای i- نشانگر حالت کنایی و ساخت کنایی در این گویش است؛ چه ساخت‌هایی می‌توانند در این گویش از نوع کنایی باشند و حالت کنایی در این گویش وابسته به چه عواملی است. پس از بررسی شواهد زبانی این نتایج به دست آمد: ساخت کنایی در این گویش تنها محدود به حالت‌نمای کنایی نیست، بلکه وجود ضمایر غیرفاعلی، صورت‌های جمع مختوم به  -unدر یک ساخت و زمان گذشته و نمود کامل جمله از نشانگرهای ساخت کنایی هستند. به‌طور کلی می‌توان چنین نتجه‌گیری کرد که حالت کنایی در این گویش وابسته به زمان گذشته و نمود کامل است.