اثربخشی تدریس مدل هفت مرحله‌ای چرخه یادگیری بر بهبود مهارت‌های تفکر خلاق و حل مسأله در درس مطالعات اجتماعی دانش‌آموزان ابتدایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطالعات برنامه‌درسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران‌

2 کارشناسی ارشد مطالعات برنامه‌درسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

3 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

4 استادیار پژوهشی پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی ناجا، تهران، ایران

doi
10.30465/fabak.2022.7000
چکیده

پژوهش حاضر با هدف شناسایی میزان اثربخشی تدریس مدل هفت مرحله­ای چرخه یادگیری بر بهبود مهارت‌های تفکر خلاق و حل مسأله دانش­آموزان ابتدایی انجام پذیرفت. طرح پژوهش حاضر به شیوه تجربی و از نوع طرح پیش­آزمون – پس­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش­آموزان دختر پایه ششم ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان دهگلان در سال تحصیلی 99-1398 بود، که با توجه به نوع پژوهش، نمونه آماری شامل دو کلاس 20 نفری بود که به شیوه نمونه­گیری در دسترس انتخاب و گروه آزمودنی تحت آموزش(مدل هفت مرحله­ای چرخه یادگیری) قرار گرفتند و در مقابل، گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه تفکر خلاق Torrance(1981) و پرسشنامه مهارت حل مسئلهHepner and Petersen(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها نیز با روش آماری تحلیل کواریانس انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر مدل هفت مرحله­ای یادگیری باعث افزایش معنادار مهارت­های تفکر خلاق: سیالی(001/0≥P) ، ابتکار (000/0≥P)، انعطاف­پذیری (000/0≥P) و بسط (034/0≥P) و حل مسأله (اعتماد به نفس در حل مسأله (002/0≥P)، سبک اجتناب- اشتیاق (006/0≥P) و کنترل شخصی(040/0≥P) در مرحله پس آزمون می­شود. در واقع تدریس با استفاده از الگوی چرخه یادگیری هفت مرحله­ای باعث افزایش متغیرهای مذکور در جامعه هدف شده است.