خوانش فبکی داستان ماهی سیاه کوچولو، اثر صمد بهرنگی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران،ایران
3 دکترای تخصصی تعلیم و تربیت، استادیار دانشگاه فرهنگیان، پردیس علامه طباطبایی خرمآباد، خرم آباد ،ایران.
doi
10.30465/fabak.2021.6230چکیده
فلسفه برای کودکان (فبک)، برنامهای نوین در عرصۀ تعلیم و تربیت است که متیو لیپمن آمریکایی در اواخر دهۀ 1960 میلادی آن را پایهریزی کرد. هدف این برنامه آموزش مهارت تفکر به کودکان است. در برنامه فلسفه برای کودکان، داستان، نقشی اساسی دارد و ابزار اصلی آموزش مفاهیم فلسفی و مهارتهای فکری است. مبدعان و اندیشمندان این برنامه برای اجرا و گسترش برنامۀ خود، داستانهایی خاص و متفاوت با داستانهای معمولی نوشتهاند که دارای سه شاخصۀ غنای ادبی، فلسفی و روانشناختی است. برخی از منتقدان این برنامه بر این باورند که کارآیی داستانهای فبک در کشورهای گوناگون، در گرو تناسب آنها با معیارهای اخلاقی و ارزشهای فرهنگی کشورهاست. در این جستار که با روش توصیفی- تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای صورت میگیرد، غنای ادبی، فلسفی و روانشناختی داستان ماهی سیاه کوچولو، نوشتۀ صمد بهرنگی، بررسی شدهاست. دستاورد پژوهش نشان میدهد که این داستان در هر سه شاخصه، غنای بالایی دارد؛ هر چند که ضعفهایی هم در آن دیدهمیشود. با اصلاح این ضعفها، داستان ماهی سیاه کوچولو قابلیت خوانش و استفاده در برنامۀ فبک را پیدا خواهدکرد و سبب غنای متون این برنامه، جهت بومیسازی آن در کشور، خواهدشد.