روانروایتشناسیِ طنز در داستانهای کودک: با رویکردی طرحوارهای
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
2 استاد، گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
doi
10.30465/fabak.2021.6265چکیده
«روانروایتشناسی» مطالعۀ بازنماییهای شناختیِ روایت است. «طرحوارهها» مجرای تحقق بازنماییها بوده، حاوی کلیتی از ویژگیهای شاخص، و فاقد جزئیاتاند. مقالۀ پیشِرو بر آن است: با استفاده از مفهوم طرحواره، ابتدا «طنز» را تعریف؛ سپس وفقِ چگونگی تأثیر متن بر بازنماییهای ذهنی مخاطب، سبـکهای طنزپردازی را در داستانهای کودک دستهبندی کند. روش این مقاله تحلیلیـتوصیفی و قائم بر دو مؤلفه است. یکی از مؤلفهها مبین تغییرات طرحوارۀ گفتهیابِ درونرواییِ متن (شخصیتِ مضحک داستان) است، دیگری مبین تغییرات طرحوارۀ گفتهیاب برونروایی (خواننده). نتایج پژوهش نشان میدهد: اول اینکه طنز عبارت است از علم بر تحقق خطای شناختیِ ناشی از دیالکتیکِ دو طرحوارۀ متباین؛ دوم اینکه خندهآفرینیِ روایتهای طنز زادۀ تعاملِ دو متغیر است: یکی طرحوارۀ ذهنیِ گفتهیاب درونروایی و دیگری طرحوارۀ ذهنی گفتهیاب برونروایی؛ سوم اینکه از منظر تفکرِ شناختی، سبکهای روایتهای طنزِ کودکانه تکرار یا تلفیقی از سبکهای روایتهای لـطـیفهگون (انکدوتها) است. در این مقاله برای نخستینبار، ضمن بررسی ارتباط میان سازوکارهای معناسازیِ متون طنز کودک با فرایند بازنماییِ ذهنیِ خواننده، طنزپژوهیِ دومؤلفهای (برحسب دو گفتهیابِ درونروایی و برونروایی) معرفی میشود. دستاورد عملی پژوهش، ارائۀ الگوریتمهایی شناختی برای خندهآفرینی است که میتواند یاریگر طنزنویسانِ حوزۀ کودک باشد.