نقد گفتمانی پاسخ‌های فلسفه‌ی اسلامی معاصر (علامه طباطبایی و شهید مطهری) به مسئله‌ی شر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه، دانشکده‌ی حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی،

2 استادیار گروه فلسفه‌ی دین، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.

3 استادیار گروه فلسفه، مؤسسه‌ی پژوهشی حکمت و فلسفه‌ی ایران، تهران، ایران.

doi
10.30465/cw.2023.42436.1928
چکیده

چکیدهمسئلۀ دیرپای شر، که خود شامل مجموعه‌ای از مسائل است، به طور کلی، به سه طریق تقریر شده است: 1. مسئلۀ منطقی شر (ناسازگاری منطقی وجود خدا و صفات او با وجود شر)؛ 2. مسئلۀ شاهدمحور شر (قرینه دانستن شر علیه معقولیت خداباوری)؛ 3. مسئلۀ اگزیستانسیال شر (ناسازگاری باورهای دینی با تجربۀ زیستۀ شخص). مهم‌ترین دفاعیه‌های فلسفۀ اسلامی معاصر، که در پاسخ به مسئلۀ منطقی شر مطرح شده است، عبارت‌اند از 1. موهوم بودن شر؛ 2. عدمی بودن شر؛ 3. نسبی بودن شر؛ 4. ضرورت وجود موجودی که خیر آن بیش از شرش است (ضرورت شر قلیل در برابر خیر کثیر)؛ 5. ماده، منشأ اثر؛ 6. ضرورت شر برای تحقق خیر؛ 7. ضرورت شر برای درک خیر؛ 8. شر، حاصل جزء‌نگری؛ 9. شر، حاصل دیدگاه انسان؛ 10. شر، حاصل اختیار. از نظر فلسفۀ دین مدرن نقدهایی گفتمانی به دفاعیه‌ها و تئودیسه‌های سنتی وارد شده است که فلسفۀ اسلامی را نیز در بر می‌گیرد. نقدهای گفتمانی همچون: 1. از جهت شخص دفاعیه‌پرداز و تئودیسه‌پرداز: نظری، سوژه‌محور، و غیرتاریخی؛ 2. از جهت ماهیت شرور: انتزاعی، ذات‌گرایانه، ناظرمحور، و درجه دوم؛ 3. از جهت زبان دفاعیه و تئودیسه: غیرتراژیک؛ 4. از جهت عمل دفاعیه‌پردازی و تئودیسه‌پردازی: در پی حرفه‌ای‌سازی و نظام‌مندی؛ و ... . از این رو، پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و انتقادی، و با رویکردی متفاوت به بررسی پاسخ‌های علامه طباطبایی و شهید مطهری به مسئلۀ شر، و تحلیل و ارزیابی انتقادات پیش‌گفته می‌پردازد. بررسی این انتقادات لزوم اصلاح، تکمیل، ابداع و ارائۀ گونه‌های جدیدی از دفاعیه‌ها در فلسفۀ اسلامی را ضروری می‌سازد که به طور خاص به جنبۀ عملی شر نیز توجه داشته باشد.