حافظه، روایت و بحران هویتی ممتد در ایران پساانقلابی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
چکیده
«سیاستهای حافظه» در ایران پس از انقلاب ابزار شکلدهی به هویت ملی بود. دولتهای پساانقلابی با این ابزار به آفرینش گفتمانی نوین و گسترش مشروعیت خود و افزایش «هویتهای مصالحهجو» پرداختند، اما نتیجه این سیاستگذاریها ناکارآمد بود. فرهنگهای مسلط حافظهای در ایران پس از انقلاب یادآوری گذشته را پر ابهام و به ارتباط میان «حافظه» و «هویت» آسیب زدند. نسل دوم یکی از انواع نسلهای پساانقلابی است که با حافظه ارتباطی با نسل انقلابی گذشته را به یاد می آورد و نسل پساحافظه که بیشتر از طریق حافظه فرهنگی با گذشته تروماتیک انقلاب یا جنگ ایران و عراق در ارتباطند در مواجهه با انبوه نهاد حافظهها دچار سیاستزدگی حافظه میشوند. در وضعیتهای دیگر نیز سیاستهای فرهنگی برای یادآوری بخشی از گذشته سکوتهای استقراریافته، فراموشی تجویزی یا قرار گرفتن در وضعیت قربانی هویت ستیزهجو را رشد میدهد. روایت گذشته از زبان این نسلها اهمیت عناصر متفاوت در شکلگیری ستیزهجویی و رویکردهای آنان را در شکلدهی به مصالحهجوییهای موقت رونمایی میکند.ازاینرو شناخت دلایل ستیزهجویی در گروههای پساانقلابی و تنوع آن را قالب سکوتها یا اعتراضها موفقیت یا شکست دولت-ملتها در ایجاد بحران هویتی را نشان میدهد.