شناسایی چالش های آموزش فلسفه برای کودکان از نظر مربیان پیش دبستانی(یک مطالعه پدیدار شناسانه)
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم تربیتی، واحد اسلامشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر،ایران
2 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر،ایران
3 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی،گروه علوم تربیتی، واحد اسلامشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر،ایران
4 دانشیار گروه علوم تربیتی،دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه خوارزمی ، تهران، ایران
5 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اسلامشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر،ایران
doi
10.30465/fabak.2021.6233چکیده
هدف از پژوهش حاضر فهم تجارب زیسته مربیان از چالشهای آموزش فلسفه به کودکان بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند بود.بدین منظور دادهها با مصاحبه از 15 نفر از مربیانی که سابقه تدریس فلسفه به دانشآموزان را داشتند جمعآوری و به روش استرابرت و کارپنتر(2003) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تحلیل حاصل از مصاحبهها حاکی از چهار مضمون اصلی از جمله چالشهای فرهنگی،چالشهای محتوایی،چالشهای اداری و ساختاری،چالشهای روشی و 22 زیرمضمون شامل ناآشنا بودن پدیده آموزش فلسفه به کودکان در جامعه،تمسخر،عدم درگیری والدین در آموزش فلسفه به کودک،برخورد متعصبانه با آموزش فلسفه به کودک،تحصیلات اندک والدین،نبود منابع مناسب،سازماندهی نامناسب محتوا،ترجمه های ناقص،عدم ارتباط و سازگاری محتوا،پذیرش مفهوم انتزاعی از فلسفه و ناساگاز با کودک،ارائه متنی فلسفه، ملموس نبودن دستاوردهای آموزش فلسفه ،نپذیرفتن آموزش فلسفه به کودک در برنامه درسی رسمی،عدم تربیت رسمی مربی،نبود حمایتهای مادی و معنوی، تراکم جمعیتی بالا،اختصاص آموزش فلسفه به گروهی ثروتمند ،نبود ابزار مرتبط با تدریس فلسفه به کودک،کیفیت پایین مربیان ،عدم توجه به سن کودک،ارائه پاسخ نهایی به کودک،نادیده گرفتن کودک و عدم ارتباط با محیط استخراج بود.