ریشه‌یابی علل نابودی مراتع با رویکرد آینده‌پژوهی در منطقه سیستان

نویسندگان

1 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل

doi
10.22111/jneh.2020.34563.1672
چکیده

مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل ریشه‌ای نابودی مراتع به روش توصیفی- تحلیلی در منطقه سیستان انجام شد. به این منظور در ابتدا ‏به روش میدانی، مرور منابع ‏و طوفان فکری ۸۱ عامل شناسایی شده و در چهاربخش ۱) مدیریتی- سیاسی ، ۲) اجتماعی، فرهنگی و ‏آموزشی، ۳) اقتصادی و ۴) بوم‌شناختی قرار گرفت.ماتریس اثرات متقابل با عوامل شناسایی شده در قالب پرسشنامه تشکیل و توسط ‏‏۳۶ پاسخگو از متخصصین، کارشناسان و بهره‌برداران تکمیل شد.عوامل شناسایی شده با استفاده از روش تحلیل ساختاری در نرم‌افزار ‏MICMAC‏ جهت به دست آوردن عواملی با ‏بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری غربال شدند. وضعیت پراکندگی عوامل در ‏محورهای تأثیرپذیری و ‏تأثیرگذاری در روش‌های مستقیم و غیرمستقیم و همین طور اثرات احتمالی مستقیم و غیرمستقیم تحلیل ‏ساختاری نشان داد که سیستم از پایداری برخوردار است. براساس نتایج به‌دست آمده مهم‌ترین عواملی که باتوجه به ‏آنها می‌توان ‏تحولات آینده راکنترل کرد نه مورد بوده که برای هر گونه برنامه و اقدام جهت بازسازی مراتع باید اول وضعیت این عوامل را بهبود ‏بخشید. هشت مورد از این عوامل در بخش مدیریتی- سیاسی و یک مورد در بخش اجتماعی، فرهنگی و آموزشی قرار دارد. از این بین ‏سه عامل عدم انتخاب مسئولین شایسته، حاکم بودن روابط بر ضوابط و بی‌مسئولیتی نمایندگان مجلس در همه روش‌ها به عنوان ‏موثرترین عوامل شناسایی شد. عوامل عدم حفاظت صحیح از منابع پایه و ژنتیکی، عدم استفاده صحیح از خدمات و مواهب طبیعی و ‏فرهنگی، و مشکلات مرزنشینی نیز وابسته‌ترین عوامل بوده و به‌عنوان شاخص وضعیت مراتع شناسایی شد‏ که پایش وضعیت آنها به-‏عنوان معیاری جهت سنجش میزان موفقیت مدیریت پیشنهاد می‌شود. ‏نتایج این مطالعه نشان داد که بحران وضعیت مراتع در سیستان ‏بیش از هر چیز یک بحران مدیریتی- سیاسی در سطوح بالای دولتی و نه بوم‌شناختی در سطوح پایین محلی است.