بررسی و تحلیل رویکردهای تصوف‌پژوهی لئونارد لویزُن

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی/ دانشگاه شیراز

doi
10.30465/cw.2022.39260.1857
چکیده

رویکرد زوایۀ دید و اسلوب نظام­مندی است که پژوهشگر با اتّکا به آن، به پروژۀ مفروض خود نزدیک می­شود و فهم ژرف­تری از موضوع به دست می­آورد. گستردگی تصوف سبب شده است که رویکردهای گسترده­ای نسبت به آن پدید آید. تصوف­پژوهان غربی در مواجهه با تصوف از رویکردهای متنوعی بهره گرفته­اند؛ لذا برای فهم تصوف­پژوهیِ شرق­شناسان، تبیین رویکرد آنان نیز اهمیت دارد. جستار حاضر با روش توصیفی– تحلیلی، در پی واکاوی رویکردشناسیِ لئونارد لویزُن، عرفان­پژوه نامدار آمریکایی بوده است. نقد و تحلیل تصوف از زوایۀ سمبلیسم و نمادپردازی، به­ویژه تبیین سنّت ادبی کفریات، استعاره­های شناختی، نظریۀ زیبایی­شناختیِ شهود و از همه مهم­تر، تأویل­گرایی، مهم­ترین سویه­های رویکرد زیبایی­شناختیِ تحقیقات لویزن را در بر می­گیرد. او بر این باور است که استعارات، سمبل­ها و تأویل­های صوفیه فراتر از علم بلاغت ادبی، و در حوزۀ «علم احوال» و «معانی مثالی» است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که لویزن در کنار رویکرد ادبی- بلاغی، از رویکرد تاریخی- اجتماعی نیز غافل نمانده است؛ چنان که او تصوف را «دین نهادینه­شدۀ توده­ها» می­داند و معتقد است «تطور تاریخیِ گذر صوفی به ملّا»، برای جریان­شناسی اندیشۀ صوفیان بسیار اهمیت دارد. با وجود این که رویکرد زیبایی­شناختی لویزن در شناخت بهتر تصوف کارآیی دارد، اما رویکرد تاریخی او که تصوف را از منظر صرفاً تاریخی و اجتماعی تحلیل می­کند، گاه از شناساندن روح تصوف برکنار مانده است.