جنبههایی از دستور گفتمانینقشی؛ شواهدی ردهشناختی از زبان فارسی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه ولی عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22054/ls.2020.52944.1348چکیده
«دستور گفتمانینقشی»، که در بسیاری از فرضیات خود با دستور نقشگرای دایک (1970) مشترک است، در سال 2008، از جانب هنگولد و مکنزی معرفی شد. دایک عقیده داشت که هر الگوی دستوری، که قادر باشد به سطوح کفایت ردهشناختی، روانشناختی و کاربردشناختی دست یابد، دستوری کامل است. دستور گفتمانینقشی، بهمنظور دستیابی به کفایت روانشناختی، فرایند تولید گفتار را بهصورت بالابهپایین سازماندهی میکند، بهمنظور دستیابی به کفایت کاربردشناختی، کنشگفتمان را واحد اصلی مطالعه معرفی میکند و ترتیب سطوح زبانی را به گونهای طراحی میکند که واحدهای کاربردی و معنایی (نقش) بر واحدهای صرفینحوی و واجی (صورت) حاکمیت دارند. بهمنظور دستیابی به کفایت ردهشناختی نیز، 84 الگوی ترتیب سازهای معرفی شده است. در این نظریه، واحدهای زبانی براساس نقش ویژۀ خود در سطح بینافردی و براساس طبقۀ معنایی در سطح بازنمودی تولید میشوند و سپس، وارد مرحلۀ رمزگذاری در دو سطح صرفینحوی و واجی میشوند. در این پژوهش، ضمن معرفی اصول کلی این نظریۀ دستوری، بهدنبال آن خواهیم بود تا نحوۀ تولید کنشگفتمان در این دستور را با مثالهای فارسی ارائه دهیم تا در خلال آن، کاراییهای این دستور در جهت تبیین تعدادی از پدیدههای گفتمانی و دستوری فارسی نمایان شود.