بررسی نقش تصاویر هنری در مواجهة منطقی مخاطب نوجوان با مفهوم مرگ براساس الگوی ساختارهای نظام تخیل از منظر ژیلبر دوران (نمونة موردی رمان آن‌سوی دریای مردگان)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30465/fabak.2020.5829
چکیده

ژیلبر دوران فیلسوف و متفکر فرانسوی، ریشة بسیاری از خیال‌پردازی‌های بشر را کهن‌الگوهایی می‌داند که خاستگاه اصلی آن‌ها ترس از گذر زمان و تلاش برای کنترل آن است. برهمین‌اساس نمادهای خیالی را به دو منظومة اصلی روزانه و شبانه تقسیم می‌کند. منظومة روزانه بازنمایی‌کنندة ترس از مرگ و منظومة شبانه تعدیل‌کنندة این هراس است. این رویکرد نقش شایانی در تشخیص انگیزه‌های پنهانی داشت که به‌شکل ناخودآگاه خود را بر ذهن هنرمند تحمیل می‌کنند. رمان «آن‌سوی دریای مردگان» از معصومه میرابوطالبی اثری است که دغدغة اصلی خود را مسئلة مرگ و نحوة ارائة آن برای مخاطب نوجوان قرار داده است. نویسنده در این اثر با بهره‌گیری از تصاویری خیالی تلاش کرده است تا مخاطب خود را با جلوه‌ای متناسب از مرگ مواجه سازد. مقالة حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است در پی بررسی شیوة اثرگذاری تصاویر رمان یادشده در تعدیل ترس مخاطب نوجوان از مرگ است. نتایج نشان‌گر آن است که نویسنده بیشترین استفاده را از منظومة روزانة تخیلات داشته است و در این میان ریخت‌های حیوانی، تاریکی و سقوطی به‌ترتیب بیشترین انعکاس را دارند. تقابل‌های موجود در این تصاویر بازنمایی‌کنندة مرگ و زندگی و هراس از مرگ و مواجهة مطلوب با این هراس است.