بررسی اهمیت پرورش تفکرانتقادی درکودکان با تکیه برداستانهای مثنوی مولوی(رهیافتی آموزشی براساس نظریۀ لیپمن)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد، واحد تهران شمال،تهران، ایران
2 ستادیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد، واحد تهران شمال، تهران، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد، واحد تهران شمال، تهران، ایران.
doi
10.30465/fabak.2020.5674چکیده
هدف از این پژوهش، دستیابی به تفکر انتقادی در داستانهای مثنوی بهمنظور تبیین تفکر انتقادی در تعلیم و تربیت کودک است. پژوهش پیشِ روابتدا جایگاه اهمیت پرورش تفکر انتقادی در کودکان را بررسی کرده، سپس به تحلیل داستانهای موجود در مثنوی ازجهت مهارتهای تفکر انتقادی براساس دیدگاه لیپمن پرداخته است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که آیا داستانهای مثنوی به لحاظ موضوع و ساختار به نیازهای کودکان در جهت پرورش فلسفی آنها پاسخ میدهد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که بیش از 211 داستان ِمثنوی علاوهبراینکه در زمینة عاطفی نیرومندند، چالشهای بالقوهای را نیز برای پردازش شناختی در کودک فراهم میکنند. ویژگی ساخـتاری داستانها به شیـوۀ غیرمستقیم و تنوع موضوعات، میتواند تفکر کودکان را تحت تأثیر قراردهد و منجر به شکلگیری مهارتهایی درتفکر انتقادی؛ مانندپرسش، استنباط و...در کودکان شود وآنها به کمک این مهارتها قادر خواهند بود مسائل پیرامون خویش را بهروشنی درک و ارزیابی کنند