بررسی دیدگاه برساختگرایی اجتماعی درباره کودکی، و آموزههای آن برای برنامه آموزش تفکر به کودکان
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شهید چمران اهواز،
2 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شهید چمران اهواز
4 استاد گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شهید چمران اهواز،
doi
10.30465/fabak.2020.4859چکیده
هدف این پژوهش بررسی دیدگاه برساخت گرایی اجتماعی در باره کودکی است و آنچه این دیدگاه برای برنامه آموزش تفکر به کودکان دارد. پژوهش با روش فلسفی صورت گرفته است. برساختگرایی اجتماعی دیدگاهی است که کودک و دوره کودکی را برساختهای اجتماعی-فرهنگی میداند و نه امری طبیعی. بر این اساس، کودک از ویژگیهای رشدیِ طبیعیِ ثابت برخوردار نیست، در عین حال صلاحیت کافی برای این که به عنوان عامل اجتماعی به حساب آید را دارا می باشد. برخلاف باورهای سنتی، در این دیدگاه کودک نه ارزش ابزاری، بلکه ارزش ذاتی دارد. برساختگرایی اجتماعی تفکر کودک را مستقل از بزرگسال و برخوردار از سرشتی اجتماعی میداند. این مکتب بر گفتمانهای چندگانه پستمدرنیسم، فمینیسم پساساختارگرا، پسااستعمارگرایی و جامعهشناسی جدید کودکی مبتنی است. برخی از آموزههای منتج از برساختگرایی اجتماعی کودکی در زمینه آموزش تفکر به کودکان از این قرار هستند: بافت و زمینههای فرهنگی و اجتماعی در آموزش تفکر به کودکان اهمیت مییابد، آموزش تفکر به صورت گروهی برجسته میشود. بر روابط تعاملی، یادگیری مشارکتی، دوستیها و بازیهای نمایشی کودکان تأکید میشود. نقش نهادهای غیر رسمی در کنار نهاد رسمی آموزش و پرورش در جریان رشد تفکر کودک بیش از پیش اهمیت مییابد.