ادراکِ کودک در اندیشههای والتر بنیامین و بازنمایی آن در فیلم دونده
نویسندگان
1 کارشناسارشد ادبیات نمایشی، دانشکدهی هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 مربی گروه آموزشی سینما، دانشکدة سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران
3 استادیار گروه آموزشی سینما، دانشکدهی سینما تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.
doi
10.30465/fabak.2019.4817چکیده
در فلسفه و اندیشهی والتر بنیامین، مفهوم کودکی، ادراک و بازی کودکانه مسئلهای بسیار کلیدی است و این مفهوم در سرتاسر نوشتهها و آثار او حضوری پُررنگ و تاثیرگذار دارد. تاملات بنیامین در رابطه با مفهوم کودک از نخستین نوشتههای وی آغاز میشود و تا انتهای دورهی کاریاش در پروژهی پاساژها ادامه مییابد. مفهوم بازی نزد بنیامین، تمهید و استراتژی کودکانه برای غلبه و فایق آمدن بر جهان واقعی است زیرا از مواد و ابزارهای همان جهان واقعی به منظور خلق جهانی خیالی بهره میگیرد. مقالهی حاضر با بهرهگیری از رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای میکوشد با تمرکز بر آراء بنیامین، نحوهی بازنمایی ادراک کودک در فیلم دونده ساختهی امیر نادری را مورد بررسی قرار دهد. با تحلیل فیلم دونده از منظر اندیشههای بنیامین دربارهی ادراکِ کودک میتوان به نتایج جالب توجهی دربارهی رویکرد یکی از فیلمهای مهم سینمای ایران به کودک و ادراک کودکانه دست یافت. اثری که بر ویژگیهای خاص کودک همچون فائق آمدن بر محدودیتهای جهان واقعی، همآمیزی با دنیای پیرامون و متمایز بودنِ ادراک و نگاه کودک نسبت به بزرگسالان تاکید دارد و آن را با زبانی سینمایی بازنمایی میکند.