تأملی در فعالیت های علمی در دانشگاه ها از نگاه پیر بوردیو
نویسندگان
1 استاد گروه آموزش عالی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
چه عنوانی می توان به پیر بوردیو داد؟ جامعهشناس، نظریهپرداز، کنشگر، ساختارگرا، کارکردگرا، محافظهکار و ... . چنین طبقهبندیهایی به جای روشن ساختن ابعاد شخصیت علمی و محتوای یافتههای پژوهشی او، بیشتر آنها را پنهان می کند. واقعیت این است که بوردیو تلاش کرده است تا عامل به رابطه دیالکتیک نظر و عمل باشد. او با نقد «هژمونی تمامیت خواه عقل علمی» که آن را نمادی از «جاهلیت علمی» می داند، نظرهای روشنگرانه ای را در خصوص فعالیت های علمی دانشگاهیان با رویکردی نقادانه مطرح می کند. از نظر بوردیو لازم است پژوهش در فهم واقعیتهای اجتماعی زمینه ای باشد، ولی چنین فهمی با موانعی روبه روست. این موانع کدام اند؟ او تسلط پژوهشگر بر رابطه «ذهنی با موضوع» و نیز توجه به «انسانشناسی ناخودآگاهی که متخصص آن را در فعالیت علمی خود به کار میگیرد» و نیز تعمق در «جهان اجتماعیای که تخصص و متخصص را تولید میکند»، مهم می داند و آن را نوعی تأملپذیری اصلاحطلبانه میداند که مسیر فهم را هموار میسازد. از جمله دستاوردهای اساسی پژوهشهای بوردیو، آشکارسازی«منطق» کارکردهای درونی ساختار نظام های آموزشی به ویژه در کشور فرانسه و نیز چگونگی شکلگیری «خشونت نمادین» است. ولی با چه شیوه و چه مفاهیمی او توانست، به تعبیر ابن خلدون، «نقاب از چهره چنین حقیقتی بگشاید»؟ این کار بدون دوری از توهم مدرسی ممکن نبود. امروزه، چنین توهمی ناشی از سیطره پارادایم جزءنگر ساده ساز و کاهنده است که نظام های دانشگاهی ما را تهدید می کند، اگر نگوییم که بر برخی از آنها سایه افکنده است. راه گریز از توهم دانایی و باورهای کاذب در مسیر اکتشافات علمی چیست؟ در این نوشتار تلاش شده است تا از نگاه بوردیو در فرمالیسم غالب در فعالیت های علمی در دانشگاه ها تأمل شود، چون همان طور که بوردیو نوشته است، "تولید علم در معنای صوری آن میتواند سرپوشی برای فهم حقیقت» باشد. آنان که از نزدیک شاهد رویش و بیان افکار این دانشمند بودند ( و نگارنده این شانس را داشت که در جلسات درس های او در کلژ دو فرانس در اوایل دهه 80 حضور داشته باشد)، نیک میدانند که آنها ریشه در کنشگری و رویکرد تأمل پذیرانه او داشتند. امروزه، دیدگاههای بوردیو در جوامع علمی از جمله در ایران مطرح است (ولی بیشتر در "درس های" دانشگاهی و نه در کنشگری پژوهشی)! آیا آنها که راجع به بوردیو صحبت میکنند و نظرهای او را «درس» میدهند، از زمینه و چگونگی شکلگیری این نظرها آگاه اند؟ چنین آگاهی رویکرد مدرسی آنها را عمیقاً متحول خواهد کرد و آنها را در مسیر تأملپذیری و نقادی از خود که بوردیو بر آنها تأکید داشت و گامی اساسی برای فهم میدانست، قرار خواهد داد.