نابرابری نسبی در قدرت چانهزنی در نظام کامنلا و راهکار مواجهه با آن در حقوق ایران
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jlq.2025.352823.1007739چکیده
اصل آزادی قراردادی که در قرون 17 و 18 میلادی بهعنوان اصلی مطلق شناخته میشد، در اثر مداخلات دولتها به اصلی با استثنائات فراوان در قرون 20 و 21 میلادی تبدیل شد. یکی از عوامل تأثیرگذار در این تحول، تغییر در قدرت چانهزنی طرفین است. قدرت چانهزنی با وجود پیچیدگیهایی که در تعریف آن وجود دارد، اما بسیاری از محدودیتهای موجود بر اصل آزادی قراردادی، بهمنظور ایجاد توازن در میزان قدرت چانهزنی میان طرفین است. با وجود آثار سوء فروانی که بر اثر نابرابری نسبی در قدرت چانهزنی طرفین ایجاد میشود، در حقوق ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از بررسی نابرابری نسبی در قدرت چانهزنی و شیوههای مواجهة حقوقی با این نابرابری در حقوق ایران. در انتها مشخص خواهد شد عدم تعادل نسبی در قدرت چانهزنی موجب عدم تعادل و یکطرفه شدن نسبی قرارداد میشود، اما بهحدی نیست که قرارداد تحمیلی باشد یا در بحث سوءاستفاده از اضطرار قرارداد گیرد. قراردادی که با وجود عدم تعادل نسبی منعقد شود، نمیتواند انعکاس ارادة واقعی طرفین باشد و لازم است تا راهکارهای قانونی قضایی برای مواجهه با آن اندیشیده شود. رویکرد مؤثر در حقوق ایران، وضع قواعد پیشفرض اجباری و تفسیر و تکمیل قرارداد به نفع طرف ضعیفتر است.