کاربرد آنالیز فرکتال سطحی (SFA) در تحلیل ناهنجاری های سطحی و رابطه آن با تغییرات زونهای مورفوتکتونیک در حاشیه کمربند زاگرس مرتفع (HZB)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ژئومورفولوژی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار
2 دانشیار ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار
3 استاد زمین شناسی، دانشگاه پادوا، ایتالیا
4 استادیار سنجش از دور، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار
5 استاد ژئومورفولوژی، دانشکده جغرافیا و علوم محیطی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار
doi
10.22111/jneh.2019.28484.1495چکیده
هندسه فرکتال روشی برای توصیف کمی ویژگی خود متشابهی یا خود الحاقی در زمینریختهای پیچیده و توضیح پیچیدگیها و ناهمواریهای سطحی است. در این مطالعه از روش تحلیل فرکتال سطحی در غالب یک مدل سلولی به روشتقسیمبندی پوششی استفاده شد. نتایج نشان داد فرایندهای زمینشناسی و زمین ریخت شناسی باعث تغییر ویژگی بعد فرکتال زمین ریختها میشوند. تغییر مرزهای سنگ شناسی و گسلها بر تغییرات بعد فرکتال اثر میگذارند و نحوه تأثیرگذاری آنها با توجه به شرایط ناهمواری مثل بسامد، دامنه و جنس سازندها متفاوت است. در واحدهای لیتولوژیک با سازندهای سخت آهکی، بعد فرکتال پایین است و در سازندهای سست آبرفتی بعد فرکتال افزایش پیدا میکند. فراوانی آبراههها و حاشیه آنها نیز بر بعد فرکتال تأثیر میگذارد، همچنین همگنی واحدهای سنگشناسی باعث کاهش بعد فرکتال میشود. در این مطالعه نیز کمترین بعد فرکتال مربوط به واحدهای یکپارچه آهک اوربیتولین دار مزوزوئیک در مرز بین دو زون ساختاری سنندج سیرجان و زاگرس مرتفع است. ولی سازندهای نا مقاوم و حساس به فرسایش کواترنری باعث افزایش بعد فرکتال میشوند. تناوب لایههای سخت و سست نیز در مقیاس محلی بر بعد فرکتال مؤثر است همچنین ارتفاعات نسبت به زمینهای پست بعد فرکتال پایینتری دارند. بین بعد فرکتال و ارتفاع به شکل کلی رابطه معکوس دیده میشود و این رابطه در مورد شاخص زبری ناهمواری نیز در این حوضه وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد، تغییرات بعد فرکتال سطح به مجموعهای از عوامل سنگ شناسی، تکتونیکی و ژئومورفولوژیکی وابسته است، همچنین در مناطق پیچیده توپوگرافی، بررسی تغییرات بعد فرکتال میتواند در آشکار سازی و بررسی ناهنجاری های سطحی زمین، ابزار مفید و موثری باشد.