حفظ فرهنگ یا توسعه اقتصادی؟ خوانشی از رویکردهای سیاستگذاری گردشگری در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران (1403-1390)
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2026.106384چکیده
این پژوهش با هدف بررسی نوع مواجهه سیاستگذاری کلان جمهوری اسلامی ایران با گردشگری در اسناد بالادستی طی سالهای ۱368 تا ۱۴۰۳ انجام شده است. تمرکز اصلی بر شناسایی ترجیح گفتمانی میان دو رویکرد غالب ــ رویکرد فرهنگی-حفاظتی و رویکرد اقتصادی-توسعهمحور ــ بوده است. بدین منظور، با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار، ۱8 سند کلیدی شامل سیاستهای کلی، برنامههای توسعه و اسناد بخشی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل محتوای اسناد با استفاده از نرم افزار Maxqdaمنجر به استخراج ۱۱۵ کد شد که در سه رویکرد اصلی طبقهبندی شدند: فرهنگی (۴۶ درصد)، اقتصادی (۴۱ درصد) و تلفیقی (۱۳ درصد). یافتهها نشان میدهد که گفتمان فرهنگی ـ با تأکید بر حفظ هویت، میراث، توسعه گردشگری مذهبی زیارتی، حمایت از صنایع دستی و هنری های سنتی و ترویج و آموزش فرهنگ عمومی ـ غالب بر رویکرد اقتصادی بوده و رویکرد اقتصادی عمدتاً در قالب مفاهیمی چون تقویت زیرساخت ها و تجهیزات گردشگری، سیاست های حمایتی و مشوق های مالی و توسعه تخصصی و منطقه ای، مطرح شده است. نکته قابلتوجه، سهم اندک گفتمان تلفیقی و نیز افت محسوس توجه به گردشگری در اسناد مصوب دهه ۱۴۰۰ در مقایسه با دهه ۱۳۸۰ است. در مقایسه با ادبیات پیشین، نتایج این پژوهش مؤید برداشتهایی است که از غلبه نگاه فرهنگی، فقدان انسجام در تدوین خطمشیها و نادیدهانگاری پیوندهای اقتصادی-فرهنگی در سیاستگذاریهای گردشگری ایران سخن گفتهاند. پژوهش حاضر با برجستهسازی شکاف گفتمانی میان اسناد، بر ضرورت طراحی چارچوبی منسجم، چندبُعدی و میانبخشی در سیاستگذاری گردشگری تأکید میورزد؛ چارچوبی که بتواند تلفیقی از ارزشهای فرهنگی با الزامات اقتصادی توسعه پایدار را بهصورتی همافزا دنبال کند.