کاربردشناسی ترادف در نظام خویش‏واژه‏ای فارسی با تمرکز بر روابط نسبی درجۀ یک و دو

نویسندگان

1 استادیار زبان شناسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22054/ls.2019.39586.1188
چکیده

نظام خویش‏واژه‏ای از جهانی‏ها است، اما ساختار آن متأثر از عوامل فرهنگی‏ـاجتماعی جامعه زبانی است. چنان‏که مک‏گرگور (2012) بیان می‏کند، معنی خویش‏واژه‏ها به بیان روابط خویشاوندی محدود نمی‏شود، بلکه به استنباط‏هایی که اهل زبان در بافت کاربردی دریافت می‏کنند نیز وابسته است. در پیگیری آراء مک‏گرگور، نظام خویش‏واژه‏ای فارسی از حیث وجود ترادف‏های متنوع در بیان روابط واحد مورد توجه قرار گرفت و دو مسألۀ تعیین ساختار نظام پایۀ روابط نسبی درجۀ یک و دو، و کاربردشناسی این نظام متأثر از سه عامل مذهب، صمیمیت/احترام و سن در فارسی دنبال شد. خویش‏واژه‏های مترادف و شاهدمثال‏ها از فرهنگ سخن (1381) استخراج شده‏اند و برای استناد به جنبه‏های کاربردی بیشتر، به برخی متون معاصر نیز رجوع شده‏است. نظام خویش‏واژه‏ای پایه در فارسی دارای کارکرد سه‏گانۀ خاص حقیقی، خاص صوری و عام است. کارکردهای حقیقی و صوری هر کدام می‏توانند به صورت ‏بی‏نشان یا خودخطابی به‏کار روند. همچنین، برخی عناوین مذهبی به‏عنوان مشخصۀ زبان‏ویژۀ فرهنگی کارکرد ثانویۀ خویش‏واژه‏ای یافته‏اند. خویش‏واژه‏ها غالباً در هر دو کاربرد خطابی و ارجاع سوم‏شخص رایج‏اند، اما صرف‏نظر از بافت‏های موقعیتی خاص، صورت‏های رسمی، بیشتر برای ارجاع سوم‏شخص و خویش‏واژه‏های مترادف غیررسمی آن‏ها عمدتاً در خطاب دوم‏‏شخص استفاده می‏شوند. در بخش دوم تحلیل، بررسی شواهد زبانی در بافت‏های کاربردی از تأثیر بارز عوامل فرهنگی‏ـ‏ اجتماعی مذهب، صمیمیت و سن در گزینش مترادف‏های خاص حکایت دارد که به مصادیق عینی هر کدام به‏تفصیل اشاره شده‏ است. درنهایت، همان‏ گونه که مک‏گرگور تصریح می‏کند، قطعاً این تأثیرگذاری در نظام خویش‏واژه‏ای فارسی دوسویه است.