تحلیل معیارهای عینی و ذهنی در دادرسی مدنی
نویسندگان
1 استادیار مجتمع آموزش عالی نهاوند، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استادیار حقوق خصوصی، گروه حقوق، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22059/jlq.2025.378969.1007916چکیده
به هر موضوعی و از جمله به قواعد دادرسی، میتوان از دو چشمانداز عینی و ذهنی نگریست. آنجا که مسائل از منظر ذهنی مورد بررسی و سنجش قرار میگیرند، نتیجة بهدستآمده کاملاً شخصی، علقهپردازانه، اولویتجویانه، تا حدودی جانبدارانه و در نهایتِ وابستگی به فاعل است. تصمیمی که از این منظر گرفته میشود مبتنی بر پیشفرضها و پایههای ذهنی تصمیمگیرنده (قاضی) است. اما در نظرگاه عینی، نتیجة شناخت غیرشخصی، بیطرفانه، فارغ از تعلقات و منقطع از فاعل است. نوشتار حاضر با شیوة توصیفی-تحلیلی، چگونگی اعمال این دو دیدگاه در حقوق دادرسی را بررسی کرده و در پی پاسخگویی به این پرسش است که تشخیص و تصمیم دادرس باید مبتنی بر معیار عینی باشد یا ملاک ذهنی؟ معایب موجود در اتخاذ تصمیم با معیارهای ذهنی از یک سو و مطلوبیتهای معیار عینی، نظیر قابلیت پیشبینی، اتقان و شفافیت در اعمال قضایی از سوی دیگر، این فرضیه را تقویت میکند که در حقوق دادرسی تصمیمات، علیالقاعده باید مبتنی بر شناخت عینی باشند؛ امری که در قانون آیین دادرسی مدنی ایران رعایت نشده است و از این حیث قانون مزبور نیازمند اصلاح و حرکت بهسوی استفاده از معیارهای عینی بهنظر میرسد.