نقش میانجیگری باورهای معرفت شناختی در رابطه بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
نویسندگان
1 استاد، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران،
2 دانشجوی دکترای روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی
3 دانشیار، گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگری باورهای معرفتشناختی در رابطه بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفتتحصیلی انجام شد. طرح پژوهش از نوع طرحهای همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دوره اول متوسطه استان مازندران بود که در سال تحصیلی 97- 1396 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 350 دانشآموز به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از مقیاس باورهای معرفتشناختی شومر (1990)، مقیاس ضمنی هوش عبدالفتاح (2006) و معدل سالانه دانش آموزان. دادهها با استفاده از روشهای آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، ضریبهمبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون واسطهای و مدلسازی معادله ساختاری تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد بین باورهای ضمنی هوش با پیشرفتتحصیلی و باورهای معرفت شناختی رابطه منفی و معنادار در سطح P<0/05 وجود دارد. باورهای ضمنی هوش بر باورهای معرفتشناختی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای ضمنی هوش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای معرفت شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر مثبت و معناداری دارد. باورهای ضمنی هوش دانش آموزان ازطریق میانجیگری باورهای معرفتشناختی بر پیشرفتتحصیلی آنان دارای اثر غیرمستقیم معنی دار است (در سطح P<0/01).