تحلیل عوامل مؤثر بر دستورکار سیاستگذاری گاز طبیعی ایران با استفاده از مدل جریان-های چندگانه کینگدان
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشیار سیاستگذاری عمومی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
3 استاد سیاستگذاری انرژی، دانشکده مهندسی انرژی، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2025.105206چکیده
انرژی گاز طبیعی در ایران با ناترازی مواجه است و این موضوع به دغدغه مسئولان اجرایی و تقنینی کشور تبدیل شده است. بیش از 70% از گاز طبیعی در بخش خانگی، تجاری و صنایع خُرد مصرف میشود و همین موضوع، مدیریت انرژی گاز طبیعی را با چالش های جدی مواجه کرده است. این میزان از مصرف گاز با ظرفیت گاز تولیدی در کشور تناسب ندارد و از عمده دلایل بروز ناترازی می باشد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل عوامل مؤثر بر تعیین دستورکار سیاستگذاری گاز طبیعی در ایران است که با استفاده از چارچوب نظری جریانهای چندگانه کینگدان به آن پرداخته شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، 20 مصاحبه هدفمند با خبرگان انرژی با تخصصهای علمی مختلف و در سطوح سیاسی، اجرایی، حاکمیتی و دانشگاهی صورت پذیرفت. روش پژوهش در این تحقیق بدین صورت بود که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به تحلیل مصاحبه ها و پردازش داده ها پرداخته شد و سپس داده ها به صورت کدگذاری استخراج گردید و در جریانهای چندگانه دسته بندی شد. یافته های پژوهش نشان داد که 3 جریان مسئله، سیاسی و سیاستگذاری در تعیین دستور کار انرژی گاز طبیعی ایران مؤثر است و با تحلیل عوامل این سه جریان، میتوان به پنجره فرصت های سیاستگذاری برای انرژی گاز طبیعی در ایران دست یافت. تنوع بخشی به سبد انرژی کشور با استفاده از انرژی های تجدیدپذیر، جلوگیری از هدر رفت انرژی گاز طبیعی در مسیر انتقال، بهینه سازی، نحوه قیمت گذاری، اصلاح الگوی مصرف و آزادسازی منابع گازی برای صادرات و ایجاد وابستگی سیاسی و ارزآوری اقتصادی بخشی از نتایج این پژوهش می باشند.