بررسی تطبیقی آرمان شهر در اندیشه افلاطون و رورتی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 کارشناس ارشد فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
3 استادیار فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه یاسوج،یاسوج،ایران
doi
چکیده
سؤالی که ذهن افلاطون و رورتی را به تقلا میاندازد؛ این است که شعر و شاعری یا فلسفه و فیلسوف، کدامیک تأثیر بیشتری بر تربیت فکری و عملکرد اتوپیا دارند؟ اتوپیای افلاطونی بر پایه معیارهای عقلانی؛ اتوپیایی میباشد که حاکمان آن فیلسوفانند نه شاعران و اتوپیای رورتی که آیرونیهای آن ادیبان و شاعراناند نه فلاسفه. افلاطون و رورتی صحبت از اتوپیایی میکنند که یکی شاعران را به آن راه نمیدهد و دیگری فلاسفه را؛ افلاطون متفکر یونانی اتوپیایی را ترسیم کرده که با نگاه منفی به شعر و شاعری و نگاه مثبت به فلسفه و فلسفه ورزی گرهخورده است، فیلسوف پهن شانه یونان حکم به نفی شعر و اخراج شاعران از شهر میدهد و ازاینجهت حضور شعر و شاعران برای اتوپیا غیرضروری است. وی از «تعارض دیرینه» میان شعر و فلسفه سخن گفت و شعر را از قلمرو «مثل» و «خیر» بیرونراند، چراکه شعر و شعر سرایی انسان را با واقعیاتی درخور زندگی راستین روبهرو نمیکند، ازاینرو؛ هومر را از مدینه خود بیرون میکند تا تکلیف دیگر شاعرانی که مرتبهای پایینتر از او دارند را روشن سازد. تأثیر شگرف شعر بر شعور آدمی را نمیتوان بهآسانی انکار کرد اما باید دقت کرد برای تربیت نفس آدمی و صلاح مدینه کدام شعر کارآمد است و کدام باعث گمراهی.ازنظر رورتی، تنها کاری که از فلسفه میتوان انتظار داشت این است که شهرت اخلاقی در یک جامعه را بهصورت نظاممند خلاصه کند. رورتی فیلسوف پستمدرن و افلاطون فیلسوف یونان باستان راههای متشابه و متفاوتی در شکلگیری اتوپیا دارند.