علم حضوری موثر در ادراک حسی و لوازم معرفت‌شناختی آن از دیدگاه حکمت متعالیه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه علامه

2 استاد دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.30465/cw.2020.4603
چکیده

هنگام ادراک حسی دو مرحله اتفاق می­افتد، یکی تاثیرپذیری عضو حسی و دیگری ادراکِ نفس است مرحله اول مادی و مرحله دوم مجرد است. براساس اتحاد نفس و بدن، نفس به تأثراتِ مادی که در اعضای حسی واقع می­شود علم دارد و این علم، از سنخِ علم حضوری است برخی از شارحین حکمت متعالیه همچون علامه طباطبائی و شهید مطهری به این دیدگاه گرایش دارند از لوازم معرفت­شناختی این نظریه، توانایی بر تبیین علتِ پیدایش برخی از خطاهای حس است همچنین این دیدگاه، بنایی معرفتی در جهت دفاع از نظریه واقع­گرایی غیرمستقیم در ارتباط با متعلق ادراک حسی می­باشد که بزرگان حکمت اسلامی بدان گرایش دارند. پذیرش حضوری بودن علم به تأثرِ مادیِ عضو حسی، با قول به حصولی بودن ادراک حسی قابل جمع است. ابن­سینا و صدرا قائل به حصولی بودن ادراک حسی­اند، در نقطه­ی مقابل سهروردی و سبزواری قائل به حضوری بودن آنند. طبق دیدگاه اخیر، نفس خودِ خارج را می­یابد، بنابراین عدمِ تطابق ادراک با خارج متصور نیست این در حالی است که هنگام مواجهه ابزار حسی با خارج، در برخی موارد صورتِ­ غیرمطابق با واقع بر نفس پدیدار می­گردد، در نتیجه نمی­توان قائل به حضوری بودن ادراک حسی شد.