تأملی دربارۀ ارث در روابط بین الأدیانی با تأکید بر قاعدۀ «حجب»
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق و فقه اجتماعی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
2 دانشآموختة دکتری حوزة علمیه قم و مدرس سطوح عالی حوزة علمیه قم، قم، ایران.
doi
10.22059/jlq.2024.372428.1007861چکیده
در حقوق کنونی ایران، در خصوص احوال شخصیة ایرانیان و از جمله ارث آنان، چند قاعدة «حل تعارض» وجود دارد که بدون تعیین حکم ماهوی، صرفاً به تعیین قانون حاکم در روابط بینالمللی (مادة 6 قانون مدنی) و یا روابط بینالأدیانی (اصل 13 قانون اساسی و مادهواحدههای مصوب 1312 و 1372) میپردازد و یک قاعدة «مادی-بینالأدیانی» وجود دارد (مادة 881 مکرر قانون مدنی الحاقی 1370) که صرفاً دو حکم ماهوی مسئلة ارث میان مسلمان و غیرمسلمان را بیان میکند. مضمون این ماده در نگاه نخست، نوعی از تعارض با قواعد حل تعارض پیشگفته و نیز گونهای از تبعیض و مخالفت با حقوق بشر را تداعی میکند، ازاینرو برخی حقوقدانان در راستای رفع این شبهه، تحلیلی از اصول و مواد مذکور ارائه کردهاند که نتیجهاش عدم قابلیت استناد به مادة مکرر 881 قانون مدنی است. این مقاله با استفاده از شیوة توصیفی-تحلیلی به نقد و بررسی این دیدگاه پرداخته و عقیم بودن ادلة استنادی برای رد مادة 881 مکرر را مینمایاند و در پایان دو پیشنهاد اصلاحی را بر مبنای دو دیدگاه فقهی مشهور و نامشهور در مسئلة «حجب» مطرح میکند.