عدم تقارن درک و تولید زبانی در کودک: مرور و نقدی بر تبیین رویکرد بهینگی دوسویه
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه زبانشناسی و مطالعات ترجمه دانشگاه ولیعصر (عجل االله فرجه) رفسنجان
2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه شهید بهشتی تهران
doi
10.22054/ls.2019.36631.1138چکیده
چگونگی تولید صحیح صورتهای زبانی در کودکانی که هنوز قادر به درک صحیح آنها نیستند، در سالهای اخیر کانون توجه بسیاری از زبانشناسان و بهویژه روانشناسان زبان بوده و بهعنوان پرسش اصلی در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی، تلاشی است جهت شناساندن شیوهای تبیینی پیرامون مسألۀ عدم تقارن میان درک و تولید گفتار. از میان تبیینهای متأخر، «نظریۀ بهینگی دوسویه»، از توانی بالقوه در تبیین عدم تقارنها برخوردار است که از دیگر تبیینها معتبرتر مینماید. باوجوداین، فرض عمدة پژوهش حاضر این است که این نظریة تقریباً قوی با چالشهای عمدهای روبروست که اعتبار آن را زیر سؤال میبرد. برای اثبات این ادعا، دربارة چنین مسائلی بحث شده است: نبود یک مفهوم یا سامانه واحد از بهینگی دوسویه، سردرگمی پیرامون فرایند انسداد، عدم توافق در مورد نحوة مرتبهبندی و نوع و تعداد محدودیتها در حیطه یک موضوع خاص برای تبیین عدم تقارن مزبور، شفاف نبودن رویکرد اتخاذی در مورد پردازش درک («از بالا به پایین» یا از «پایین به بالا» بودن). نتایج پژوهش حاکی از این است که نظریۀ بهینگی دوسویه به دلیل مسائل مذکور، همانند دیگر رویکردهای موجود در این حوزه، قادر نیست بهلحاظ نظری و روششناختی، مسألهای مهم چون عدم تقارن میان درک و تولید گفتار را تبیین نماید.