شباهت‌گریزی و حذف انسدادی پایانی در خوشه‌های همخوانی زبان فارسی در چارچوب نظریۀ بهینگی

نویسندگان

1 دانشیار زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ls.2018.25715.1095
چکیده

رویکرد شباهت­گریزی پایۀ اصلی شکل­گیری واج­آرایی زبان­های بشری را ادراک­پذیری می‌داند. در این رویکرد، همخوان­های انسدادی به­دلیل ضعف ذاتی در سرنخ­های ادراکیشان، بخصوص درجایگاه پایانی، گزینه­های اصلی برای حذف هستند. مقالۀ حاضر با این رویکرد و در قالب نظریۀ بهینگی به بررسی رابطۀ میان امکان حذف انسدادی پایانی در خوشه­های همخوانی زبان فارسی، براساس میزان شباهت میان دو عضو خوشۀ همخوانی می­پردازد. بدین منظور، کلیه خوشه­های همخوانی پایانی در زبان فارسی که عضو دوم آنها یک همخوان انسدادی است، گردآوری و میزان شباهت اعضای خوشه بر اساس سه مشخصه واک، جایگاه و شیوه تولید بررسی شد. تحلیل داده­ها نشان داد که در خوشه­های همخوانی مختوم به همخوان انسدادی، هرچه میزان شباهت انسدادی پایانی به همخوان پیشین در خوشه بیشتر باشد، احتمال حذف آن بیشتر است و هر سه عامل واک، جایگاه و شیوه تولید در این زمینه دخالت دارند. الگوهای حذف همخوان انسدادی در خوشه­های همخوانی براساس شباهت­گریزی در قالب محدودیت­های نظریه بهینگی با پایه ادراکی صورت­بندی شد. در این رویکرد، محدودیت­های نشانداری علیه برونداد­ی که به اندازۀ کافی ادراک­پذیر نیستند، عمل می­کنند و محدودیت­های وفاداری از اعمال تغییر بر دروندادی که به لحاظ ادراکی برجسته است، جلوگیری می­کنند.