فلسفة حقوق ورشکستگی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری، حقوق خصوصی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری، حقوق خصوصی،دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران،
doi
10.22059/jlq.2024.370447.1007847چکیده
یکی از کارکردهای مشترک نهاد ورشکستگی در نظامهای حقوقی مختلف آن است که مشکلات هماهنگی بین بدهکار و بستانکاران را کاهش دهد و خواستههای ناسازگار این دو و سایر طرفهای متأثر از ورشکستگی را تعدیل کند، اما سؤال اساسی که در این پژوهش بررسی میشود آن است که هدف بنیادین حقوق ورشکستگی چیست؟ ناتوانی تاجر در پرداخت دیون خود دامنة گستردهای از گروههای ذینفع را تحت تأثیر قرار میدهد و سؤالی که مطرح میشود این است که آیا حقوق ورشکستگی باید فقط از منافع بستانکاران حمایت کند یا ایجاد تعادل میان حقوق گروههای مختلف ذینفع هم از اهداف حقوق ورشکستگی است؟ آیا بازپرداخت مطالبات بستانکاران هدف اصلی حقوق ورشکستگی است یا نجات و بقای بنگاه تجارتی و فراهم کردن فرصت شروعی دوباره برای بازرگان هدف بنیادین است؟ در پاسخ به این پرسشها نظریات متعددی ابراز شده است. نظریة معاملة بستانکاران، نظریة جامع قراردادمحور، نظریة ارزشهای چندگانه، نظریة ارزش صریح و نظریة شروع دوباره، از جمله نظریاتی است که در این زمینه به تبیین و تحلیل آنها پرداخته میشود. بهنظر میرسد نهاد ورشکستگی، پیش از تدارک سازوکار تصفیة جمعی به روشی بهینه و عادلانه، باید فرصت شروعی دوباره را فراهم سازد و سیاستهای تقنینی و قضایی باید همسو با این هدف بنیادین باشند.