بررسی نقش ظرفیت های مردمی و محلی در بازآفرینی بافت ناکارآمد شهری (نمونة موردی: بافت فرسودة ارومیه)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه شهرسازی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 استادیار، گروه معماری، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 استادیار، گروه شهرسازی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.22059/jhgr.2020.305401.1008135چکیده
توجه به بافت های فرسوده و قدیمی و رفع ناپایداری آنها به موضوعی جدی و محوری تبدیل شده؛ به گونه ای که سازمان های ذیربط را به تکاپوی ساماندهی و بازآفرینی بافت های یادشده سوق داده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و بر اساس طرح تحقیق توصیفی- تحلیلی است و از نظر ماهیت، بر اساس روشهای جدید برنامه ریزی مشارکتی، تحلیلی محسوب میشود که با استفادة ترکیبی از تحلیل های فضایی و ساختاری در پی ارائة یک مدل تجربی از نقش اجتماعات مردمی در فرایند بازآفرینی است. محدودة مطالعه کل بافت فرسودة ارومیه شامل بافت تاریخی، بافت میانی، و بافت فرسودة حاشیه ای را دربر می گیرد. با توجه به گستردگی حوزة مطالعه در هر بافت، محلات واجد الویت برای بازآفرینی با استفاده از تکنیک TOPSIS انتخاب می شوند. در محلات واجد الویت، ساکنان هر کاربری با به دست آوردن میزان سازگاری، وابستگی، و کارایی ملک خود تصمیم به بازآفرینی ملک دارای بدترین میزان کارایی با کسب مجوز از شهرداری می نمایند. پس از درگیرشدن مردم در فرایند بازآفرینی، سرانة کاربری های مورد نیاز در محلات واجد الویت به سرانة استاندارد نزدیک شده است. بنابراین، این مدل می تواند بازآفرینی کاربری اراضی را با درنظرگرفتن عاملان بازآفرینی محقق گرداند. بنابراین، پیش شرط همة برنامه های مشارکتی باور سیاست گذاران و مدیران شهری به تأثیر مشارکت شهروندان در حل مسائل و مشکلاتی است که بهبود کیفیت زندگی آنها در گرو یافتن راه حل و چاره ای مناسب برای آنهاست.