حق عینی و دینی؛ مطالعة تطبیقی در حقوق اسلام و غرب
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران،
2 دانشیار، گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تهران (دانشکدگان فارابی)، قم، ایران،
doi
10.22059/jlq.2024.359028.1007768چکیده
حق عینی سلطهای است که شخص نسبت به یک عین خارجی دارد و میتواند آن را بهطور مستقیم و بدون نیاز به همکاری دیگری اعمال کند؛ در مقابل، حق دینی به دارایی شخص معین بهعنوان یک کل تعلق میگیرد و صاحب حق بر مال معینی از دارایی مدیون سلطهای ندارد. ریشۀ این تقسیمبندی در حقوق روم است و طی دورۀ طولانی وارد نظامهای حقوقی غربی از جمله فرانسه شده است. مبنای این تقسیمبندی، آیین اقامۀ دعوا، احقاق حق و تشریفات دادرسی بوده است، چنانکه هماکنون نیز ثمرة اصلی پذیرش این تفکیک در دادرسی و نحوة اعمال حق آشکار میشود، اما به مرور و با گذشت زمان احکام متعددی بر آن مترتب شده است. در این مقاله مبنای این دستهبندی و سیر تاریخی و احکام آن را در حقوق روم و غرب (= حقوق فرانسه) بررسی و تلاش کردهایم جایگاه آن را در حقوق اسلام و ایران تبیین کنیم. به اعتقاد نگارندگان در حقوق اسلام نیز حق عینی از دینی متمایز است و احکام و آثار آن وجود دارد. همچنین در حقوق موضوعة ایران تمییز حق عینی از دینی از قانون مدنی قابل استنباط است. البته در خصوص مفهوم عین و دین و قلمرو حقوق عینی و دینی تفاوتهایی بین نظام حقوقی اسلام و غرب وجود دارد که بهتفصیل بررسی کردهایم.