بهبود کارایی برنامه دابل آوسینک با استفاده از مکمل پروژسترونی در گاوهای شیری هلشتاین پس از زایش

نویسندگان

1 گروه فیزیولوژی دام و طیور-دانشکده علوم دامی. دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان. گرگان. ایران

2 شرکت دام گستران کویر. یزد. ایران

3 گروه علوم دامی. دانشکده علوم کشارزی و منابع طبیعی. دانشگاه تهران. کرج. ایران

doi
10.22069/ejrr.2023.21468.1903
چکیده

سابقه و هدف: استفاده از برنامه‌های تولیدمثلی همزمان‌سازی یکی از ابزارهای مدیریتی بهبود باروری گاوهای شیری پرتولید است. با این وجود، حضور دام‌ها در روزهای مختلف چرخه فحلی سبب پاسخ دهی متفاوت به این برنامه‌ها می‌شود. برنامه دابل آوسینک با داشتن تزریق GnRH اضافی نسبت به پری‌سینک آوسینک برای گاوهای غیرتخمک‌ریز نیز مناسب گزارش شده است، اما همه دام‌ها در زمان شروع آوسینک دوم جسم زرد فعال ندارند و فولیکول تخمک‌ریز در ریزمحیط با غلطت پایین پروژسترون رشد می‌کند که باعث کاهش کیفیت اووسیت و رویان می‌شود. مطالعه حاضر با هدف شناسایی دام‌های فاقد جسم زرد و بررسی اثر استفاده از مکمل پروژسترون بر باروری گاوهای شیری پس از زایش انجام شد. مواد و روش‌ها: در این پژوهش از 318 راس گاو شیری سالم پس زایش استفاده شد. اطلاعات مربوط به نوبت زایش و نیز تولید شیر ماه اول و دوم پس از زایش ثبت شد. به طور خلاصه دام‌ها روز40 پس از زایش GnRH اول، هفت روز بعد PGF2α، سه روز بعد از آن دومین GnRH و هفت روز بعد یعنی از روز 57 پس از زایش وارد آوسینک دوم شده و تخمدان‌هایشان با استفاده از دستگاه اولتراسوند برای حضور یا نبود جسم زرد بررسی شدند. گاوهای فاقد جسم زرد به 2 گروه تقسیم شدند گروه اول (گروه شاهد، DO-CL)، ادامه برنامه دابل آوسینک را دریافت کردند. گروه دوم (DO+CIDR)، مکمل پروژسترونی (سیدر) را به مدت 7 روز دریافت کردند و دام هایی که دارای جسم زرد بودند (DO+CL) ادامه برنامه دابل آوسینک را دریافت کردند. همه گاوها 32، 60 و 120 روز پس از تلقیح برای تشخیص و تایید آبستنی با استفاده از دستگاه التراسوند مورد بازبینی قرار گرفتند. درصد گیرایی و سقط ماه دوم و ماه‌های سوم-چهارم محاسبه گردید. واکاوی داده‌ها با استفاده از رویه GLIMMIX نرم افزارSAS صورت گرفت. یافته‌ها: گاوهای دارای جسم زرد در زمان آغاز آوسینک دوم نسبت به گروه شاهد و نیز گروه DO+CIDR درصد گیرایی روز 32 (84/50 در برابر 27/29 و 46/41 درصد، 03/0 P =)، 60 (76/45 در برابر 95/21 و 58/36 درصد، 01/0 P =) و 120 (22/43 در برابر 95/21 و 14/34 درصد، 03/0 P =)، بالاتری داشتند. با وجود کاهش 15 درصدی درصد سقط ماه دوم در گروه DO+CL نسبت به گروه شاهد (DO-CL)، این صفت در ماه دوم (31/0 P =) و سوم-چهارم (75/0 P =) بین تیمارهای آزمایشی تفاوتی نداشت. اثر نوبت زایش بر درصد گیرایی گاوها در روز 32 (04/0 P =)، معنی دار ولی بر درصد گیرایی روز 60 (17/0 P =) و 120 (28/0 P =) معنی دار نبود. اثر تولید شیر بر درصد گیرایی روز 32 (003/0 P =)، 60 (001/0 P =) و 120 (001/0 P =) معنی دار بود. گاوهای با تولید شیر کمتر از میانگین گله (36 ˂M ) نسبت به گاوهای بالاتر از میانگین گله (36 ≤M ) درصد گیرایی روز 32 (96/52 در برابر 63/35 درصد)، 60 (62/46 در برابر 11/28 درصد) و 120 (41/44 در برابر 08/26 درصد) بالاتری داشتند. اثر متقابل تیمار در نوبت زایش (41/0 P =) و تیمار در شیر تولیدی (45/0 P =) معنی‌دار نبود.نتیجه گیری: در این مطالعه تخمدان‌ها در زمان شروع آوسینک دوم برنامه دابل آوسینک بررسی شد و دام های فاقد جسم زرد مکمل پروژسترونی دریافت کردند نتایج باروری حاکی از بهبود درصد گیرایی در گاوهای دریافت کننده مکمل پروژسترون نسبت به گروه شاهد بود. بنابراین، توصیه می‌شود در صورت استفاده از برنامه‌های همزمان سازی برای گاوهای پس از زایش، دام‌های فاقد جسم زرد در زمان شروع آوسینک برنامه تلقیح زمان بندی شده شناسایی و از مکمل پروژسترونی استفاده شود. به هرحال، برای دستیابی به نتایج بهینه استفاده همزمان از دو سیدر ضروری به نظر می‌رسد.