مواجهه فلسفی و عرفانی ملاصدرا با مسئله مرگ

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه اسلامی، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

3 استاد فلسفه اسلامی، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری فلسفه اسلامی، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

doi
10.30465/cw.2018.3261
چکیده

مقالۀ حاضر تبیین مواجهۀ فلسفی – عرفانی ملاصدرا با مسئله مرگ است. نگارندگان در نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود، به تبیین این مواجهه پرداخته‌‏اند. ملاصدرا معتقد است مرگ کمال نفس ناطقه است. نفس در پایان مسیر استکمالی، وارد عالم عقول شده و با عقل فعال، همچنین با عقل اول متحد می‏‌شود؛ اما حجاب‏‌های دنیایی مانع اتحاد کامل است. مرگ بستر لازم برای اتحاد و نیل به کمالات وجودی را فراهم می‏‌کند. به عقیدۀ ملاصدرا نفس، در پایان مسیر استکمالی، به دلیل بساطت و اتحاد با عقول، به بقای خداوند، باقی است. از نظر او حیات انسان، به مرتبه ادراکی‏‌اش باز‏می‏‌گردد. مرگ انتقال به مرتبه عقلانی را ممکن می‏‌سازد. برمبنای نظریه عرفانی ملاصدرا، حیات انسان، عین‌الربط به حیات خداوند است. انسان به حکم اسم‏‌های الظاهر و الآخر، مظهر کمالات حق گردیده، به سوی او باز می‏‌گردد. مرگ، انتقال مظهریت اسماء الهی است.