نقدِ فرگه بر روانشناسی‌گری

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و مطالعات اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و مطالعات اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.30465/cw.2018.3252
چکیده

چکیده بنابر مکتب روانشناسی­‌گری، قوانین منطق و ریاضیات چیزی جز گزارش‌های تعمیم‌یافته از الگوهای تفکر حاکم بر ذهن بشری نیست در نتیجه محتوای عبارت‌های منطقی، ایده‌هایی صرفاً ذهنی و آفریدۀ ذهن بشرند و اگر ساختار ذهنِ ما به شیوه‌ه­ای متفاوت با آنچه بالفعل است می­‌بود، آن‌گاه قوانین منطقی چیزی متفاوت با آنچه از قضا در حالِ حاضر هستند می‌­بودند. از نظر فرگه، بنیان این نظریه بر «مفهوم­‌گرایی» و «ایده‌نگاری» معنای کلمات است. در باور فرگه معنای گزاره‌­ها، که وی آن را «اندیشه» می‌نامد امری متمایز از «ایده»ها و مفاهیمِ حاضر در ذهن هر فرد است و وی با دو استدلال درصدد اثبات این امر است. عدمِ گفتمان مشترک و در نتیجه تبدیل زبان به امری شخصی و همچنین حاصل شدن نسبی­‌گرایی معرفت‌شناختی دو تالی فاسدِ پذیرش عدمِ تمایز «اندیشه» از «ایده» است. در این پژوهش روشن می­‌گردد که اشکالاتِ فرگه بر «مفهوم‌گرایی» همچنان پابرجا است و به این اشکالات تا کنون پاسخ قانع‌کننده‌­ای داده نشده است. رویکردِ این پژوهش متمرکز بر استدلال­‌های سلبیِ فرگه در نقدِ مفهوم‌گرایی و نه نظریّات ایجابیِ فرگه در نحوه ادراک اندیشه­‌ها است.