اثربخشی تدریس مبتنی بر الگوی چرخۀ یادگیری هفتمرحلهای بر بهبود مهارتهای تفکر نقادانۀ دانشآموزان پسر
doi
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تدریس مبتنی بر الگوی چرخۀ یادگیری هفتمرحلهای در درس علوم تجربی بر بهبود مهارتهای تفکر نقادانۀ دانشآموزان پسر پایۀ اول دورۀ اول متوسطه است. روش پژوهش از نوع شبه آزمایش و از طرح دوگروهی نامعادل با پیشآزمون ـ پسآزمون است. 52 دانشآموز پسر در دو کلاس پایۀ مذکور در شهر کرمانشاه در این پژوهش مشارکت داشتند که با روش نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند و از این تعداد 25 نفر در گروه آزمایش و 27 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش با مدل چرخۀ یادگیری (الگوی هفتمرحلهای) و گروه کنترل به روش تدریس سنتی (معمول) آموزش دیدند. مدت این دوره 8 هفته بود. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش پرسشنامۀ مهارتهای تفکر نقادانۀ کالیفرنیا (فرم ب) بود. برای تحلیل دادههای آماری از تحلیل کوواریانس یکراهه (ANCOVA) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دانشآموزانی که با مدل چرخۀ یادگیری آموزش دیده بودند در مقایسه با دانشآموزان آموزشدیده با روش تدریس سنتی مهارت تفکر نقادانۀ بالاتری داشتند. همچنین، تحلیل هر یک از مؤلفههای تفکر نقادانه در دو گروه نتایج نشان داد که در مؤلفههای تحلیل، تفسیر، ارزشیابی و استنباط بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد، اما در مؤلفۀ استنتاج تفاوت معناداری بین دو گروه به دست نیامد.