استعارۀ موجود حقیقی به‌مثابه امر ثابت نزد ابن‌سینا و ملاصدرا

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.30465/cw.2017.2826
چکیده

براساس نظریۀ شناختی استعاره، فهم مفاهیم انتزاعیازطریق استعاره‌های مفهومی میسر می‌شود، به‌گونه‌ای‌کهایناستعاره­هابخشیازفرایندشناختمحسوب می‌شوندوباحذفآن‌ها بخشی از معنای مفاهیمنیزازدست می‌رود. استعارۀ موجود حقیقیبه‌مثابۀ امر ثابت رافلاسفۀیونانی و مسلمان همانند پارمینیدس، افلاطون، ارسطو، ابن‌سینا، و ملاصدرا به‌طورگستردهبه‌کاربرده‌اند. هرکدام از این فلاسفه از موجود حقیقیتعبیر خاص خود را آورده‌اند، اما در تمام این موارد یکی از مهم‌ترین صفاتی که برایتوصیفموجودحقیقی به‌کار رفتهاست ثبات و عدم تغییر است. در آثار فلاسفۀ مسلمان، واژگان حقیقت، تقرر، و قوام ازحیثلغویبه‌معنایثبوت‌اند. این واژگان در چهارچوب استعاره برایمفهوم‌سازی موجود حقیقی به‌کار رفته‌اند. در فلسفۀ سینوی، هرکدام از وجود و ماهیتبه‌صورت مستقل به ثبوت، حقیقت، تقرر، و قوام متصف شده‌اند،درحالی‌که در فلسفۀصدرایی تنها وجود استحقاق اتصاف به این صفات را دارد.