تحلیل گفتمان انتقادی داستان مرگ بونصر مشکان بر اساس رویکرد نورمن فرکلاف

نویسندگان

1 دکترای زبان‌شناسی همگانی دانشگاه بیرجند

2 کارشناسی‌ارشد زبان‌شناسی همگانی دانشگاه پیام نور تهران

3 دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

4 دانشجوی دکترای زبان‌شناسی همگانی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/ls.2015.7285
چکیده

تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی نوین در تحلیل گفتمان است که در دهه‌های اخیر، در طیف وسیعی از پژوهش‌ها در رشته‌های ادبیات و روان‌شناسی به کار گرفته شده است. اگرچه رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی رابطۀ زبان، قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در اولویت قرار می‌دهد، اما ادبیات ملت‌ها را نیز می‌توان در چارچوب گفتمان انتقادی و نقد زبان‌شناختی تحلیل و تفسیر کرد. تاریخ بیهقی از جمله آثاری است که بررسی آن در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی میسر است و به تحلیلگر امکان می‌بخشد تا رابطۀ قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در این اثر آشکار سازد. این پژوهش بر آن است تا با بررسی زبان‌شناختی داستان «مرگ بونصر مشکان» از تاریخ بیهقی، به لایه‌های زیرین و پنهان متن ـ یعنی وضعیت رابطۀ قدرت و ایدئولوژی در عصر غزنوی ـ برسد و با کنار هم گذاشتن ایدئولوژی‌های مختلف در درون متن، به آشنایی‌زدایی انتقادی دست پیدا کند. برای این کار، از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده می‌شود و متن در سه لایۀ توصیف، تفسیر و تبیین مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در سطح توصیف، بیشتر بر انتخاب نوع واژگان، شخصیت‌ها و جنبه‌های استعاری تأکید شده است که دیدگاه ایدئولوژیک نویسنده را بیان می‌کند. فضای سرد و بی‌روح حاکم بر داستان، اختناق اوضاع اجتماعی آن دوره و حس آزادی‌طلبی توأم با یأس شخصیت اصلی داستان که در کلمات و عبارات متن نهفته و نویسنده با هنرمندی تمام آن‌ها را کنار هم آورده است، از ویژگی‌های برجستۀ این بخش به شمار می‌آید. در سطح تفسیر، بحران عاطفی و روانی حاکم بر اجتماع آن دوران و گفتمان طیف‌های مختلف با پیوندی بینامتنی تفسیر می‌شود. در سطح تبیین، تقابل آسایش روحی و پریشانی، تعهد و بی‌تعهدی، وفاداری و خیانت، دوستی و دشمنی، همگی، فضای داستان را در هیجان تقابلی فرومی‌برد.