بررسی آموزههای ایدئولوژیک در پارهای از آثار ادبیات کودک ایران در گروههای سنی «د» و «ه»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
در این پژوهش سعی شده است عقاید، نگرشها، و ایدئولوژیهایی بررسی شود که نویسندگان از طریق کتابهای خود به کودکان و نوجوانان منتقل میکنند. از اینرو، تلاش شده است مشخص شود مفاهیم، عقاید، نگرشها و ایدئولوژیهای موجود در کتابهای دینی کودکان و نوجوانان کدامند؟ و این ایدئولوژیها و مفاهیم از طریق چه ساختارهای زبانی در کتابهای کودکان بیان و به آنها منتقل میشوند؟ در این پژوهش از رویکرد تامپسون (1990) استفاده شده است که پنج روش کلی عملکرد ایدئولوژی ـ مشروعسازی، پنهانسازی، یکیسازی، پراکندهسازی، و چیزوارگی ـ به همراه تعدادی راهبرد ترسیم نمادین متناسب با آنها را بیان میکند. همچنین برای تحلیل ساختارها در متون از مفاهیم مطرحشده در دستور نقشگرای هلیدی نیز بهره گرفته شده است. نمونۀ بررسیشده شش داستان مربوط به گروههای سنی «د» و «ه» است که جزو داستانهای دینی محسوب میشوند. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است. ازجمله یافتههای این نوشتار این است که نویسندگان در کتابهای بررسیشده، برای بیان و آموزش مفاهیم دینی و معنوی، گاهی از روایتسازی و بیان روایی و داستانی و گاهی از عقلانیسازی و آوردن مجموعهای از دلایل عینی و مشاهدهپذیر برای بیان این مسائل استفاده کردهاند؛ آنها همچنین از راهبردهای افتراق و همگانیسازی نیز بهره بردهاند. مسائلی چون عقوبت گناه و مجازات، به علت ناخوشایند و منفیبودن، با راهبرد مجهولسازی بیان شدهاند و گاهی نیز از حسن تعبیر و استعاره و پنهانسازی برای بیان مسائل دردناک استفاده شده است.