فرانسوا ژنی و بنیادهای حاکم بر تدوین حقوق موضوعه تأملی بر تعامل متافیزیک و واقعیت در ایجاد حقوق موضوعۀ خانواده
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jlq.2022.320662.1007515چکیده
تعامل متافیزیک و واقعیت را، باید دغدغة فیلسوفان حقوق نیمة اول سدۀ بیستم دانست؛ بنیادهای طبیعی، تاریخی، عقلی، و ایدهآل فرانسوا ژنی، که پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند، چارچوب همان تعاملاند و تدوین علمی حقوق موضوعه، به تعبیر ژنی، را نتیجه میدهند. اگرچه بنیاد عقلی، از اهمیت بیشتری در میان این بنیادها برخوردار است، اما، این عقل، از یک سو، تنها، کاشف اصول برآمده از طبیعت اشیای برتر است و بنا نیست جایگزین چنین طبیعت اشیایی که مبنای اعتبار هنجار است، باشد؛ از سوی دیگر، این عقل، متأثر از بنیاد طبیعی و تاریخی است. اشراق تجربی نیز مبنای بنیاد ایدهآل است و مؤلفههای خود را، از خارج از ذهن اخذ میکند و نقش هدایتگری را بر عهده دارد و بناست مکمل عقل باشد. چنین چارچوبی، نه گذار از نهاد به قرارداد را آرمان خود در حقوق موضوعة خانواده میداند و نه عقد نکاحی را نتیجه میدهد که گزارة طبیعی اختلاف جنس را نادیده بینگارد؛ اصل استحکام و استمرار خانواده را به چالش نمیکشد و در عین حال، نظام خانواده را از تکامل باز نمیدارد.