پهنهبندیخطر وقوع زمینلغزش با استفاده از مدل LNRF (منطقه مورد مطالعه: حوضه آبریز قمرود- الیگودرز)
نویسندگان
1 استادیار، گروه منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه ملایر
2 مدرس دانشگاه پیامنور و دانشجو دکترا محیطزیست، گروه منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه ملایر
3 دانشیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه ملایر
4 دانشجوی کارشناسی ارشد محیطزیست، گروه منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه ملایر
doi
10.22111/jneh.2018.20280.1253چکیده
شناخت نواحی دارای پتانسیل لغزش و پهنهبندی آنها یکی از گامهای اساسی در مدیریت مخاطرات محیطی و کاهش خسارتهای ناشی از این پدیده محسوب میشود، چرا که ایـن پدیـده موجـب هزینههای مالی و جانی، تخریب خاک و اراضی و افزایش تولید رسوب در خروجی حوضه میشود. در این پژوهش جهت نیل به پهنهبنـدی خطـر زمـینلغزش در حوضه آبریز قمرود- الیگودرز و تشخیص عوامل مؤثر در زمینلغزش از مدل LNRF و تکنیک GIS استفاده شده است. به این منظور لایههای مؤثر در زمینلغزش شامل: کاربری اراضی، لیتولوژی، بارندگی، شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، شاخص حمل رسوب آبراهه و شاخص رطوبت توپوگرافی تهیه و رقومی شدند. سپس از قطع دادن متغیرهای مستقل و وابسته، میزان زمینلغزش در هر طبقه از معیارها محاسبه گردید. سپس براساس روابط موجود در مدل LNRF وزندهی هر یک از طبقات صورت گرفت. نتایج نشان میدهد که بیشترین سطح لغزش در سازندهای در بردارنده واحدهای مارن گچی و ماسهای، شیل کربناته با میان لایههایی از ماسهسنگ، شیل توفی و توف سبز و در طبقات شیب 20-5 درصد و در جهت شمالی به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر طبقات کاربری مرتع و کشاورزی، طبقات فاصله از آبراهۀ 600-0 متر و بارش 300-266 میلیمتر بیشترین ناپایداریها را به خود اختصاص داده است. همچنین طبقات 10-5/7 شاخص رطوبت توپوگرافی و طبقات بیشتر از 12 شاخص حمل رسوب آبراهه بیشترین حساسیت به زمینلغزش را نشان دادهاند. همچنین در این منطقه میزان وقوع لغزش با فاصله از گسلها رابطه مستقیم داشته است و نشاندهنده عدم تأثیر این گسلها در وقوع لغزش در منطقه بوده است. انتظار میرود که بر پایه این نتایج، بهترین برنامهریزی برای حوضه آبریز قمرود- الیگودرز به ویژه در راستای احداث سازههایی نظیر راههای ارتباطی، ساخت و سازهای مسکونی و تأسیسات به منظور کاهش هزینههای محیطزیستی و اقتصادی صورت پذیرد.