تناقض تسهیل و پیچیده‌سازی؛ ارزیابی سیاست‌های حجاب در ایران پس از انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی، دانشکده زن و خانواده، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

2 استادیار فسلفه، دانشکده زن و خانواده، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران

3 استادیار مطالعات زنان، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)، قم، ایران

doi
10.22059/jppolicy.2024.98678
چکیده

مسائل اجتماعی جهت فهم و مواجهه موثر نیازمند نگاه چندجانبه­اند. فقدان نگرش چندبعدی به ارائه سیاست‌های تک‌بعدی و در نتیجه آن حل‌ناشدگی مسائل اجتماعی می‌شود. از جمله مسائل اجتماعی دچار نشیب و فرازهای متعدد، حجاب در جامعه ایرانی است. این نوشتار بر آن است که یکی از دلایل حل‌نشدن مسئله حجاب، فقدان نگاه چندبعدی در سیاستگذاری این حوزه است. جهت بررسی دقیق­تر این ناکامی، این نوشتار به ارزیابی سیاست های مصوب در طول چهار دهه اخیر از منظر هشت نظریه‌پرداز جهت بررسی ابعاد نظری و نوزده کنشگر فعال در میدان با هدف بررسی دشواری‌های اجرای سیاست‌ها در مواجهه مستقیم با مخاطبان عرصه حجاب اقدام کرده است. جهت تحلیل نکات مشارکت‌کننده از روش تحلیل محتوای بهره برده است. نتیجه تحلیل گفتگوی با مجموعه مشارکت‌کنندگان به مقوله مرکزی سیاست نااندیشیده، حاصل دو مفهوم اصلی فهم حاکمیتی از حجاب و مواجه ناسامان انجامید. فهم حاکمیتی از حجاب به معنای دریافت غیروابسته به زمینه و ذهنی است که به تعبیر یک‌جانبه و سیاسی از حجاب منجر شده است. پیامد چنین فهمی، مواجه ناسامان با حجاب در مجرای سیاست دولت‌محور (به جای سیاست حل مسئله) و مواجهه متناقض حاکمیتی با زنان و مردان فاقد حجاب مورد تأیید در موقعیت‌های خاص سیاسی شده است. آنچه در تصحیح این فرایند، مفید به نظر می‌رسد آگاهی سیاستگذاران حاکمیتی در خصوص آسیب‌های ناشی از نگاه تک‌بعدی و ارتقا دانش سیاستگذاران و فرایند سیاستگذاری به سمت نگاه چندبعدی و اقتضائات آن است.