نظریه در سیاستگذاری عمومی
نویسندگان
1 دانشیار سیاستگذاری عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2024.98275چکیده
رشته سیاستگذاری عمومی دارای وضعیت ویژهای در نظریهپردازی است. همچون دیگر حوزههای چندرشتهای (یا میانرشتهای) آبشخورهای نظری گوناگونی دارد و از رشتههای دیگری در علوم اجتماعی تغذیه میکند. رشتههای علوم اجتماعی همگی از حیث نظری در هم آمیختهاند چون همگی بر انسان و جامعه تمرکز دارند لذا میتوانند ریشههای نظری مشترکی داشته باشند. اما به هر حال پرسش این است که رشته سیاستگذاری عمومی چه ویژگی متمایزی یا چه حوزه تخصصی ویژهای از حیث نظری دارد؟ اگر نتوانیم این ویژگی متمایز خود را دریابیم دچار اختلال هویت رشتهای میشویم. ما سه سطح نظریهها در سیاستگذاری عمومی را معرفی میکنیم. سطح نخست شامل دو نظریه اصلی است که به تعبیری نظریههای سازهای و کاملاً متفاوتی را برای رشته سیاستگذاری به ارمغان میآورند. سطح دوم نظریههای سیاستگذاری عمومی معمولاً معطوف به پدیده تصمیمگیری در بخش عمومی (دولتی-حکومتی) است. این نظریهها را میتوان نظریههای انحصاری سیاستگذاری عمومی به حساب آورد که تمایز و تشخص رشته سیاستگذاری عمومی را رقم میزنند. سطح سوم، نظریه سیاستی است که مجموعهای از مفروضات زیربنایی یک سیاست یا یک برنامه را دربرداشته و توضیح میدهد که چرا و چگونه فعالیتهای برنامهریزی شده باید از طریق متغیرهای مشخصی به اهداف و مقاصد از پیشتعریف شده منتهی شود.