سیاستگذاری دیپلماسی انرژی در شرایط تحریم اقتصادی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی وروابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
2 استادیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
3 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2024.98281چکیده
اقتصاد انرژی در قرن 21 بر اساس شکلبندیهای قدرت اقتصاد سرمایهداری سازماندهی میشود. اقتصاد سرمایهداری برای هر کشوری «مزیت نسبی» خاصی در نظر گرفته و بر اساس مزیت نسبی، این گونه از کشورها نقش سیاسی، اقتصادی و راهبردی ایفا میکنند. اقتصاد انرژی را باید بخشی از راهبرد جهانی ایالات متحده در «تقسیم بینالمللی کار» دانست. کشورهایی همانند ایران که در فضای کنش انقلابی و مقاومت قرار داشته باشند، در ساختار تجارت جهانی حاشیهای میشوند. کنترل اقتصاد جهانی توسط بازیگرانی شکل میگیرد که از قابلیت لازم برای تولید راهبردهای مناسب در سیاست بینالملل برخوردار باشند. نقش ایران در سیاست جهانی به گونه تدریجی ماهیت حاشیهای پیدا کرده و در نتیجه میتوان به این جمعبندی رسید که راهبرد بنیادین ساختار نظام بینالملل بهرهگیری از دیپلماسی اجبار و محدودیتهای راهبردی برای کاهش نقش ایران در اقتصاد جهانی خواهد بود. واقعیت آن است که ایالاتمتحده از سازوکارهای یکجانبهگرا در حوزه دیپلماسی انرژی بهره میگیرد. پرسش اصلی مقاله آن است که «در شرایط تحریم اقتصادی، ایران میبایست از چه راهبردی در اقتصاد انرژی استفاده نماید؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که «ایران در شرایط تحریم اقتصادی میبایست از راهبرد خوشهای دیپلماسی انرژی استفاده نماید.» در تنظیم مقاله لازم است تا از «رهیافت نئولیبرالیسم نهادگرای اقتصادی» استفاده شود. در چنین رویکردی هر گونه همکاریهای اقتصادی در سطح جهانی میبایست مبتنی بر نشانههایی از نهادگرایی، تحرک و کنش دیپلماتیک باشد.