کارکردهای میانجیگری در حلوفصل اختلافات مالکیت فکری
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22059/jlq.2022.340578.1007662چکیده
توسعۀ معاملات بینالمللی و بهرهبرداری تجاری از داراییهای فکری، بر ضرورت ایجاد شیوههای حل اختلافات در حوزۀ مالکیت فکری متناسب با مقتضیات بینالمللی افزوده است. ویژگیهای خاص حقوق مالکیت فکری و دعاوی آن مانند سرزمینی بودن، تخصصی بودن، نقض گسترده در حوزههای قضایی مختلف، اهمیت محرمانگی، طولانی بودن فرایند و هزینههای هنگفت دادرسی، فقدان کنوانسیون بینالمللی در زمینۀ اجرای احکام قضایی مالکیت فکری، از مهمترین دلایلی است که کارامدی رسیدگی قضایی به این دعاوی را تحت تأثیر قرار داده است. روشهای غیرقضایی حل اختلاف که اغلب تشریفات و هزینۀ کمتر و سرعت بیشتری دارند، بسیاری از این مشکلات را کاهش میدهند. در میان روشهای غیرقضایی، میانجیگری دارای مزایایی است که با در نظر گرفتن خصایص داراییهای فکری و در مقایسه با سایر روشها موفقیت بیشتری در حلوفصل این اختلافات دارد. این مقاله که با روش تحلیلی توصیفی تدوین و دادهها از طریق مطالعۀ کتابخانهای و تحقیق میدانی تهیه شده است، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که نهاد میانجیگری چه کارکردهایی برای حل اختلافات مالکیت فکری دارد و به این نتیجه میرسد که حل اختلافات در بخش عمدهای از دعاوی مالکیت فکری از طریق میانجیگری بهدلیل خصایصی چون سرعت و سهولت، محرمانگی، انعطافپذیری و امکان استفاده از راهحلهای خلاقانه بهعنوان توافق نهایی، کارامدی مطلوبی دارد.