ارتباط اجتماع پژوهشی در برنامۀ فلسفه برای کودکان با روشهای تدریس فعال و مشارکتی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی نجفآباد
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد
doi
چکیده
هدف اساسی برنامۀ فلسفه برای کودکان تقویت مهارتهای استدلال، داوری، و قدرت تشخیص دانشآموزان است. برای حصول این منظور لازم است کلاسهای درس به اجتماع پژوهشی یا حلقۀ کندوکاو تبدیل شوند که بستر مناسبی برای رشد خلاقیت است. از طرفی روشهای تدریس فعال نیز آموزش مطالب درسی را به روشی پویا دنبال میکنند؛ روشی که نهتنها از خلاقیت کودکان بهره میگیرد بلکه در رشد خلاقیت آنان نیز مؤثر است. پژوهش حاضر، که پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی است، به بررسی ارتباط روش اجتماع پژوهشی با روشهای فعال تدریس پرداخته است. نتایج بررسیها حاکی از ارتباط بین این دو رویکرد در اهداف و روش رسیدن به اهداف است. این دو روش آموزش از نظر محتوا و شیوۀ ارزشیابی متفاوتاند، اما هدف هر دو فعالکردن فراگیران در روند یادگیری و رشد مهارتهای فکری و ذهنی و ایجاد توانمندیهای اجتماعی آنان است. از آنجایی که یکی از اهداف مشترک روش اجتماع پژوهشی و روشهای تدریس فعال دستیافتن به خلاقیت است، پیشنهاد میشود نظام آموزشی، با بهرهگیری مناسب از این دو رویکرد، در جهت رشد قوای خلاقۀ کودکان گام مؤثری بردارد