بررسی و تحلیل برنامة فلسفه برای کودکان و نوجوانان با نظر به میزان ابتنای آن بر پراگماتیسم دیویی
نویسندگان
1 دکترای روانشناسی تعلیم و تربیت، عضو هیئت علمی دانشگاه IIUM مالزی
2 دکترای فلسفه از دانشگاه VUBبلژیک، استاد دانشگاه علامه طباطبایی
3 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
4 دکترای فلسفۀ تعلیم و تربیت، دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز
5 دکترای فلسفه، استادیار مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
doi
چکیده
در این مقاله میزان و نحوۀ تأثیرگذاری فلسفۀ پراگماتیسم در برنامۀ آموزش فلسفه به کودکان (فبک) ارزیابی میشود. این مطالعه با شیوۀ تحلیلی ـ استنتاجی و عمدتاً در چهارچوب بررسی آرای کلینتون گلدینگ صورت میگیرد، که از اصلیترین طرفداران وجود رابطۀ تنگاتنگ میان فبک و پراگماتیسم است. این رابطه در نظر گلدینگ به گونهای است که پراگماتیسم را بهترین حامی نظری، معرفتشناختی، و فلسفی برنامۀ فبک میکند؛ بر این اساس فبک ماهیت پراگماتیستی پیدا میکند. این مقاله درصدد بررسی این ادعاست. پرسشهای اصلی از این قرارند: آیا واقعاً تأثیرپذیری برنامۀ فبک از پراگماتیسم به گونهای است که میتوان گفت این برنامه ماهیت پراگماتیستی دارد؟ آیا پراگماتیسم در قیاس با دیگر فلسفهها بیشترین تأثیر را در برنامۀ فبک داشته است؟ آیا میتوان پراگماتیسم را بهترین حامی نظری فبک دانست؟ آیا بهرغم تأثیرپذیری احتمالی، میتوان نشان داد که در پارهای موارد مهم همسویی چندانی میان فلسفۀ پراگماتیسم و فبک وجود ندارد؟ پاسخگویی به این پرسشها و برخی سؤالات دیگر درک دقیقتری از برنامۀ فبک را در اختیار مینهد و راه را برای اجرای درستتر آن آمادهتر میکند. در این پژوهش نشان داده شده است که در بسیاری موارد پراگماتیسم میتواند حامی نظری و معرفتشناختی خوبی برای فبک باشد، ولی نمیتوان مطمئن بود که بهترین حامی است، یا در همۀ موارد میتوان آموزههای فبک را همسو با آموزههای پراگماتیسم دیویی دانست.