چالشهای حکمرانی در سیاستگذاری راهبردی خاورمیانه
نویسندگان
1 استاد ممتاز علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2024.97827چکیده
قواعد حکمرانی در سیاستگذاری عمومی کشورها بر اساس معادله قدرت، فرهنگ سیاسی و ساختار حکومتی تعریف میشود. بحران غزه و جنگ پرشدت اسرائیل بیانگر این واقعیت است که نه تنها سیاست بینالملل در فضای آنارشی به سر میبرد، بلکه نشانههایی از چالش در حوزه ساختاری کشورها برای تصمیمگیری راهبردی وجود دارد. هر گاه مبانی تصمیمگیری و سیاستگذاری راهبردی با خلأ ادراکی، فقدان عقلانیت راهبردی و چالش امنیتی روبرو شود، بیانگر آن است که محورهای اصلی سیاستگذاری راهبردی مورد توجه واقع نشده است. اگر خواسته باشیم قالبهای ادراکی حل منازعه در خاورمیانه را مورد توجه قرار دهیم، لازم است تا به قواعد حکمرانی در این جامعه توجه داشته باشیم. در غیر این صورت با چالشهای دائمی، فراگیر و پایانناپذیر روبرو خواهیم شد. درک قواعد حکمرانی میتواند بسیاری از چالشهای امنیت منطقهای غرب آسیا را کنترل و محدود سازد. در این مقاله تلاش میشود تا اولاً قواعد حکمرانی در سیاستگذاری عمومی مورد توجه قرار گیرد. ثانیا نشانههای امنیتی و چالشهای بحرانساز خاورمیانه بررسی شود. ثالثا تلاش میشود تا رویکردهای مناسب برای حل و فصل منازعه در شرایط بحرانی خاورمیانه ارائه شود. پرسش اصلی مقاله آن است که مبانی حکمرانی در خاورمیانه دارای چه نشانههایی است و چه تاثیری بر بحرانهای منطقهای و سیاستگذاری راهبردی کشورهای منطقهای به جا میگذارد. فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که قواعد حکمرانی در سیاستگذاری امنیت منطقهای کشورها مبتنی بر شفافیت، مشارکت، عدالت، بهرهوری و پاسخگویی بوده که این نشانهها در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی امنیت منطقهای خاورمیانه به میزان محدودی مورد توجه کارگزاران و سیاستگذاران قرار میگیرد.