بررسی استعاره در ادبیات کودک و نوجوان در چهارچوب زبانشناسی شناختی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
تا پیش از پیدایش زبانشناسی شناختی، استعاره فقط یک ویژگیِ زبان ادبی و مخصوصاً شعر درنظر گرفته میشد که با دیگر صورتهای زبانی رابطۀ اندکی داشت. اما مطالعات شناختی در زمینۀ استعاره این دیدگاه سنتی را تغییر داده است. در این پژوهش، پس از معرفی رویکرد شناختی به استعاره، به بررسی ده کتاب داستان از مجموعه داستانهای منتشر شده برای گروه سنی کودکان و نوجوانان میپردازیم. هدف از این بررسی این است که بدانیم چه انواعی از استعاره (با توجه به نظریات لیکاف در سالهای 1980 و 1992) در این کتابها بهکار رفتهاند و کدامیک از این انواع بیشتر بهکار رفته و اساساً در این کتابها از استعاره برای تسهیل درک چه مفاهیم ذهنی استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که، از میان انواع استعارههایی که لیکاف معرفی کرده است، شخصیتبخشی، که از جمله استعارههای هستیشناسانه است، بیش از دیگر انواع استعاره در این داستانها بهکار رفته است و نوع استعارههای بهکاررفته در این کتابها در غالب موارد با مراحل رشد شناختی و تفکرکودک، که پیاژه بیان کرده سازگاری دارند، همچنین نتایج نشان میدهد که استعارهها نقش مهمی دارند در اینکه کودکان و نوجوانان برخی مفاهیم را بیاموزند و برخی مفاهیم پیچیده و انتزاعی را بهتر درک کنند.